دوشنبه 4 بهمن 1400   17:14:54
دفتر فعالیت های قرآنیدفتر فعالیت های قرآنی
بازديدهابازديدها
تعداد بازديد اين صفحه: 820513
تعداد بازديد از سايت: 106369785
تعداد بازديد زيرپورتال: 820513
اين زيرپورتال امروز: 164
در امروز: 21556
اين صفحه امروز: 164
1. تهيه و طراحي برنامه هاي کوتاه و بلند مدت آموزشي . تبليغي . و پژوهشي با توجه به اولويت ها و ميزان بودجه مورد نياز فعاليت هاي قرآني و ارائه آن به شوراي فرهنگي با استفاده از نظرات کارشناسي اساتيد واعضاء محترم کميته برنامه ريزي. 2. ارزيابي ونظارت بر عملکرد بخش هاي مختلف فعاليت هاي قرآني. 3.تهيه گزارش عملکرد سالانه وتراز مالي فعاليت هاي قرآني و ارائه آن به مسؤولين ذي ربط. 4.انعکاس اخبار وموفقيت هاي قرآني دانشگاه و معرفي فعاليت هاي قرآني. 5. اجراي مصوبه شوراي آموزشي دانشگاه در راستاي نهضت قرآن آموزي انتخاب يک واحد درس پيش نياز قرائت قرآن براي دانشجويان مقطع کارشناسي. 6. برگزاري دوره هاي تربيت معلم قرآن در دو سطح مقدماتي وتکميلي . 7. آموزش عمومي وتخصصي قرائت، حفظ ومفاهيم قرآن براي دانشگاهيان. 8. برگزاري مسابقات وجشنواره هاي قرآني براي اساتيد، کارکنان ودانشجويان دانشگاهي. 9. برگزاري اردوهاي زيارتي. سياحتي براي فعالان قرآني. 10. برگزاري نمايشگاه قرآن.11. برگزاري برنامه هاي هفته گرامي داشت قرآن در دانشگاه . 12. برگزاري نشست هاي تخصصي با حضور اساتيد وانديشمندان دانشگاهي پيرامون موضوع هاي ميان رشته اي. 13. نشر وارائه آثار علمي، مقالات و تحقيقات دانشگاهيان در زمينه مطالعات ميان رشته اي. 14. چاپ و انتشار نشريه تبليغي ترويجي فصل وصل پيرامون مطالب قرآني. 15. اعطاء تسهيلات واهداء جوايز به حافظان قرآن کريم. 16. تقدير وتشکر از برگزيدگان مسابقات قرآني با اهداء جوايز. 17. صدور گواهي نامه پايان دوره براي شرکت کنندگان در کارگاه وکلاس هاي آموزشي. 18. تأمين وتدارک امکانات وتجهيزات مورد نياز فعاليت هاي قرآني. 19. تشکيل محافل قرآني در اماکن مذهبي وخوابگاههاي دانشگاهي. 20. ارائه خدمات وعرضه محصولات بانک نوار و سي دي.
 
 
1. اولويت بخشي به توسعه فرهنگ قرآني در مهندسي مديريت فرهنگي. 2. توسعه مشارکت حداکثري دانشگاهيان در فعاليت هاي قرآني وتقويت نقش حمايتي وپشتيباني آنها. 3. ابتناي حداکثري فعاليت هاي قرآني بر مطالعه، کارشناسي و تحقيق بر اساس نيازهاي معرفتي واخلاقي دانشگاهيان. 4. هدايت فرآيندهاي آموزشي، پژوهشي وتبليغي قرآني به سمت کاربردي وعملي کردن تعاليم قرآني در زندگي فردي واجتماعي. 5. بهره گيري حداکثري از ظرفيت اساتيد و گروه هاي علمي در توسعه فرهنگ قرآني. 6. شناسايي قرآن پژوهان ومحققان دانشگاهي به ويژه در مطالعات ميان رشته اي وايجاد ارتباط بين آنها. 7. تجليل از فعالان ونخبگان قرآني دانشگاه. 8. تقويت ارتباط ميان اساتيد و پيشکسوتان قرآني با جوانان. 9. تقويت عناوين پايان نامه و مقاله پيرامون موضوعات قرآني. 10. انتشار يافته هاي قرآني از طريق نشريه. 11. اولويت دهي در فعاليت هاي قرآني به نياز مخاطبان.
 1. تقويت ايمان و اعتقاد به قرآن کريم و تمسک به تعاليم آن 2. تعميق معرفت و تعميم فهم ودرک قرآن کريم. 3. ارتقاء التزام عملي به قرآن کريم در ابعاد فردي واجتماعي. 4. تحقق فرهنگ قرآني در نظام مديريت، تصميم گيري وبرنامه ريزي دانشگاه. 5. توسعه مهارت هاي روان خواني، صحيح خواني و درک معناي آيات قرآن کريم. 6. تقويت وگسترش انس با قرآن کريم. 7. ترويج آيات ومفاهيم قرآن کريم در حوزه فرهنگ عمومي دانشگاه. 8. ايجاد بستر مناسب براي نظريه پردازي هاي قرآني در نظام فرهنگي. اجتماعي. اقتصادي وسياسي. 9. تحقق جنبش نرم افزاري با محوريت قرآن کريم. 10. تقويت فضاي قرآني از طريق گسترش نهضت قرآن پژوهي. 11. تربيت نيروهاي متخصص ومتعهد دانشگاهي آشنا به علوم ومعارف قرآن. 12. جهت دهي به مباني علوم انساني وتوليد علم ديني با محوريت قرآن کريم. 13. بررسي جايگاه قرآن کريم در مطالعات ميان رشته اي. 14. بيان معارف قرآن به زبان روز.
   فعاليت هاي قرآني و نشر و ترويج معارف آن گرچه به صورت پراکنده ولي ازبدو تأسيس دانشگاه قم همواره از اولويت هاي راهبردي اين دانشگاه بوده است. ابتدا در سال1372 به دستور مؤسس و رياست فقيد دانشگاه قم مرحوم آيت الله قاضي کانون قرآن و عترت تأسيس گرديد. سپس در سال 1384 با توجه به فعاليت هاي دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در زمينه گسترش فرهنگ ومعارف اهل بيت (عليهم السلام) دفتر فعاليت هاي قرآني به عنوان يکي از واحدهاي تابعه حوزه رياست برنامه هاي قرآني خود را گسترش داد وبالأخره در سال1390 همزمان با تشکيل معاونت فرهنگي واجتماعي به اين معاونت ملحق گرديد.سرانجام باتلاش وهمت معاونت محترم فرهنگي وموافقت رياست وهيئت امناء محترم دانشگاه درخردادماه سال 92 درپي تصويب چارت اداري معاونت فرهنگي و اجتماعي جايگاه اين دفتر به مرکزفعاليت هاي قرآني ارتقاء يافت.  
 نيل به دانشگاهي اسلامي و مبتني بر قرآن و عترت و برخوردار از ايمان و عمل صالح، تحقق آرمان هاي بلند امام راحل و منويات مقام معظم رهبري در گسترش فرهنگ حيات بخش قرآن کريم و ايجاد دانشگاهي مترقي با هويت اسلامي مستلزم اهتمام وعزم و اراده مسؤولين ارشد نظام دانشگاهي براي توسعه فرهنگ قرآني است فرهنگي که بايد متاثر از قرآن و حاکم بر بينش ها، نگرش ها و رفتارهاي فردي واجتماعي بوده و در کليه سطوح سياست گذاري و برنامه ريزي جاري باشد. بدين منظور مرکز فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم با طراحي و اجراي برنامه هاي آموزشي تبليغي و پژوهشي متناسب با نياز مخاطبان دانشگاهي تشکيل گرديد.
نشريه علمي تخصصي
 
خوانندگان عزيز؛ اينک که زحمات دوستان در انتشار اولين شمارة نشرية فصل وصل محقق گرديده است معترفيم که اين مجموعه خالي از نقص و اشکال نيست،‌ اميدواريم که با تذکرات و پيشنهادهاي سودمند شما عزيزان، اين نواقص به تدريج برطرف شود. در اين نشريه سعي ما بر آن است که دور از عبارت پردازي نظر کارشناسي صاحب نظران را پيرامون مباحث قرآني مطرح کنيم. در اين راه صميمانه دست همکاري تمام اساتيد و دانش پژوهان گرامي را مي‌فشاريم و آمادة انعکاس نظرات آنها هستيم.
نکات قابل توجه:
·        نشرية فصل وصل دربارة علوم و معارف قرآني است.
·     آراي صاحب نظراني که مطالب آنان در نشريه آمده است لزوماً ديدگاه نشرية فصل وصل نيست.
·        فصل وصل در تلخيص و و يرايش مطالب آزاد است.
4-اين نشريه حاوي سخنان و مطالبي است که در نشستهاي تخصصي از سوي اساتيد محترم     پيرامون موضوعات و مباحث مختلف قرآني ايراد گرديده است.
 
عناوين نشستها:
·     حقوق و تکاليف زن و مرد – دکتر نقي پورفر
·        کشف آثار باستاني فرعون و لشکريان – دکتر بي آزار شيرازي
·        نقش ايرانيان در مقابله با دو فتنة يهود در قرآن کريم- دکتر نقي پورفر
·        قرآن و تغذيه- مهندس خداداد
·        هويت زن مسلمان- دکتر نقي پورفر
 
 
 
 
*********************************************************
حقوقتبتئبلله الرحمن الرحيم
 
( حقوق و تکاليف زن مرد از ديدگاه قرآن ـ دکتر نقي پور فر)
 
بنام خدا. قبل از ورود به بحث اصلي، تذکر مطلبي لازم به نظر مي‌رسد و آن هم اينکه در آيه­ي سوره مبارکه نور «وانکحوا الايامي منکم و الصالحين من عبادکم و امائکم إن يکونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم» خداوند دستور به اصلاح امر مجردها اعم از پسر و دختر مي­دهد، دستوري که خطاب به خود جوانان نيست بلکه خطاب به والدين و مؤمنين و مؤمنات است که اگر جامعه اسلامي حکومت تشکيل داده باشد اين خطاب متوجه حکومت هم خواهد بود. پس اولين حق را جوان دارد برعهده خانواده­ها و حکومت اسلامي تا امر ازدواجش شکل گيرد.
ازدواج هم يک سري مقدماتي مي­طلبد، بخشي از آن فرهنگي است و بخشي مادي، در بخش فرهنگي، آموزش فرهنگ ازدواج صحيح و انتخاب همسري در شأن و همکفو، مشاوره صحيح در اين مورد و خودِ مورديابي از مسائلي است که جوانان نياز به کمک و مشاوره بزرگ­ترها دارند که طبعاً در ادامه مسير زندگي هم همچنان بايد ادامه داشته باشد. در بخش اقتصادي هم که شايد بتوان گفت مسائل مادي به طور متوسط 40 درصد از مسائل جوانان در امر ازدواج را تشکيل مي­دهند، جامعه وظيفه و مسئوليت دارد و با انجام صحيح اين مسئوليت­ها است که مي‌توان به تشکيل خانواده­هايي سالم اميداور شد.
اين از حقوق و تکاليف جوانان بر جامعه و حکومت امّا با تشکيل خانواده حقوق و تکاليف متقابل زن و مرد مطرح مي­شود. که بايد با توجه به ويژگي­هاي شخصيتي زن و مرد بررسي شود و در کانون خانواده زن و مرد از حيث معنويت اشتراک دارند و هيچ تفاوتي بين اين دو نيست، رشد ايماني، معرفتي و اخلاقي و کمالي در هر دو به يک گونه است و در بحث حقوق و تکاليف بين آنها بايد تمايزان مادي را مورد بحث قرار داد.ي پور
از سه جهت خانم­ها با آقايان تمايز دارند: * ويژگي­هاي جسمي * ويژگي­هي رواني * ويژگي‌هاي جسمي رواني.
طبعاً ظرافت جسمي زبان در نوع ايفاي نقش آنها مؤثر است، علاوه بر اينکه جمال و زيبايي آنان بحث و حقي بر آنها را ايجاب مي­کند به نام حجاب و عفاف و اين دو مسئله بر ارتباطات اجتماعي آنان هم اثرگذار خواهد بود.
ويژگي­هاي رواني زنان هم از سه جهت برجستگي دارد: * تحليل قوي­تر * عاطفه شديدتر * حساسيت روحي شديدتر که اين ويژگي­ها هم بر نوع مسئوليت­شان اثرگذار مي­باشد و تکاليف آنها را محدود مي­کند. مثل اينکه قضاوت که در آن عاطفه در معرض تهديد و تحريک قرار مي­گيرد و احتمال سوء استفاده از عاطفه سرشار زنان در آن بسيار است، به زنان محوّل نمي­شود.
ويژگي­هاي جسمي رواني زنان را هم مي­توان در باب بلوغ آنها که معمولاً سه تا پنج سال زودتر از مردان است يافت و نيز سن يأس در زنان که نوع مسئوليت­هاي آنان را مشخص مي­کند.
با شکل­گيري کانون خانواده زن و مرد هم به آرامش و امنيت رواني مي­رسند. آرامش و امنيتي که خدواند آن را در سوره مبارکه روم آيه 21 چنين بيان مي­کند (و من آياته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها و جعل بينکم مودة و رحمة، ان في ذلک لآيات لقوم يتفکرون) قدر ازدواج و تشکيل خانواده را تنها فرهيختگان و اهل تفکر و تعقل در مي­يابند و آن را نه تنها مانع تحصيلات و رشد و معرفت نمي‌بينند بلکه آن را عاملي براي ايجاد انگيزه­هاي قوي، سالم و پاک براي ادامه تحصيلات مي­شمرند چرا که ازدواج سالم، مبناي اساسي توليد علم است، توليد علمي که از آلودگي­هاي اخلاقي به دور است و به سمت ملکوت سير مي­کند، جواني که موانع دروني دارد چگونه مي­تواند آموزه­هاي خود را به جامعه عرضه کند؟
در شکل­گيري يک خانواده سالم، زن محور آن و امنيت آن است، آيتي بزرگ از جانب خداوند (و من آياته) و مرد به سياق سوره مبارکه اعراف که با تعبير «ليسکن اليها» از آن سخن رانده که پر واضح است که آرامش مردان در ساية زنان محقق مي‌شود) اين که مادر پناهگاه رواني فرزندان است مشخص و بديهي است امّا آيه زنان را کانون آرامش مردان معرفي مي­کند.
پس خداوند سلامت خانواده را در گرو سلامت بانوان در شأن همسري و مادري مي­داند. از نظر اسلام، سلامت جامعه با سلامت خانواده معنا مي­يابد، چرا که انسان­هاي تشکيل دهنده يک جامعه سالم، بايد در يک کانون سالم و پاک متولد و رشد کرده باشند.
از طرفي خداوند حقوقي متقابل را براي زن و مرد قرار داده است (و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف ـ بقره/288/ هن لباس لکم و انتم لباس لهن ـ بقره/187) هر حقي يک تکليفي به همراه دارد و حقوق بدون تکليف معنايي ندارند.
زنان نقش امنيت بخشي و تربيتي را بر عهده دارند، در مقابل مردان، وظيفه تأمين امنيت خانواده از حيث اقتصادي و رواني را دارند. (شأن سرپرستي و حفظ کيان خانواده از تعرض و تأمين مالي آن، همان معناي مراد از آيه «الرجال قوامون علي النساء . . .» نساء/34)، دو نقشي که مکمل يکديگر است: حفظ امنيت دروني + حفظ امنيت بيروني خانواده. زنان پنج تکليف و واجب شرعي دارند (وظيفه مادري، تربيت فرزند، نظافت خانه و امثال اينها از وظايف واجب زنان نيست بلکه از نظر شرعي مستحب است همچنان که خداوند مي­فرمايد «و الوالدات يرضعن اولادهن حولين کاملين» يعني مادران به طور طبيعي و بدون اينکه به آنها گفته شود تا دو سال فرزندان خود را شير مي­دهند، و خداوند از طريق فطرت اصلاح و تربيت فرزندان به آنها دستور داده است؛ پس با توجه به اينکه از يک طرف اين امر واجب نيست و از يک طرف دور از شأن بانوان است که از آن امتناع کنند مي­توان گفت که خانواده به ايفاي نقش زن احتياج مبرم دارد و مرد در عوض اين لطف و بزرگواري زن، بايد سعي در جبران کند چيزي فراتر از امر نفقه و مهريه چرا که اينها در برابر وظيفه واجب زن به آنها اعطاء مي­شود، در حالي که اين مورد از فعاليت­هاي زن مستحب است، مستحبي که نظام خانواده شديداً به آن نياز دارد و زن با ايثار به انجام آنها مي‌پردازد، در چنين صورتي که زن در سطح اخلاقي حرکت مي‌کند نه فقهي و حقوقي، مرد هم بايد در سطح اخلاقي و معنوي پاسخ محبت­هاي او را بدهد)
امّا پنج وظيفه واجب زن که براساس آن تمام حقوق اقتصادي بر عهده مرد قرار مي­گيرد را از آيه 34 سوره مبارکه نساء مي­توان استخراج کرد خدواند در آن آيه ابتداء سرپرستي خانواده را وظيفه مرد به خاطر مرد بودن مي­شمرد، مرد بودني که يک بعد مادي است و معيار اصلي نيست چرا که سرپرستي و مديريت دائرمدار عقل است و اين عقلانيت است که معيار مديريت و سرپرستي قرار مي­گيرد و بيان خداوند (بما فضل الله بعضهم علي بعض) نشان مي‌دهد که در امر ازدواج مرد بايد به طور نسبي از نظر عقلانيت از زن برتر باشد يعني همان چيزي که روايات هم شديداً به آن توجه داشته است. و در اين صورت تعقل علمي، مدير و سرپرستي را بايد مردان بر عهده گيرند مگر اينکه عکس آن در خانواده­اي صادق باشد. وظيفه سرپرستي مردان علاوه بر برتري آنان به شرط اعطاي نفقه به زن بايد صورت پذيرد که اگر اين نفقه داده شد زن در مقابل پنج وظيفه دارد: زن صالحه بايد اطاعات توأم با فروتني نسبت به همسر داشته باشد (قانتات) که اين قنوت در روايات به دو مسأله تفسير شده: * اول اينکه نياز همسر را از نظر زناشويي برطرف کند * دوم اينکه بدون اجازه از منزل خارج نشود. که هر دوي اينها در استحکام، تداوم و نظم نظام خانواده تأثير بسزائي دارد.
با سير کردن نياز مرد، خانواده خود و جامعه را از خطاي او حفظ مي­کند و با اطاعت از او در مورد خارج شدن از منزل همچون کارمند سازماني که براي بيرون رفتن از سازمان در اوقات اداري از رئيس خود اجازه مي­گيرد به نظم خانواده، اين پايدارترين سازمان اجتماعي که ساعت کار آن 24 ساعت است، کمک کرده است.
مارافل مورگان نويسندۀ آمريکايي در کتاب «زن کامل» براساس تجربه­اش مي­نويسد: اطاعت از مردان مساوي است با اطاعت مردان از زنان و تنها با اطاعت امر مردان مي­توان آنها را رام خود کرد و نبض رواني و فکري آنها را در دست گرفت)
سومين حق مردان که بر عهده زنان است، حفظ حرمت و شخصيت همسر در غياب اوست (حافظات للغيب بما حفظ الله) چرا که وقتي غيبت ديگران از گناهان کبيره است، اين گناه نسبت به همسر که ناموس و سرپرست خانواده است اکبر است. زن بايد پاسدار شخصيت مرد در غياب او باشد چيزي که باعث تحکيم کيان خانواده­هاست.
چهارمين وظيفه زن حفظ اسرار زندگي خصوصي خود و همسرش است چرا که خانواده به مثابه يک  سازمان سري است و اسرارش محرمانه که تنها با اجازه سرپرست آن، امکان فاش کردن آن وجود دارد.
و آخرين تکليف زن، حفظ ثروت مرد است.
اين پنج وظيفه تنها 10 يا 15 درصد از وظايف زنان را که در خانه خود عهده دارند در بر مي­گيرد.
فعاليت­هاي اضافه­اي که غير از نفقه بر مرد حق ديگري را واجب مي­کند، حقي که جزو مطالبات نهان است امّا نه در فقه و نه در حقوق مدني خانواده تعريف نشده و آن هم اين است که از نظر اسلام زنان با ازدواج بايد صاحب ثروت بشوند نه با اشتغال اجتماعي­شان چرا که اشتغال اجتماعي آنان براي بروز تجلي شخصيت انساني، اجتماعي و فرهنگي­شان است نه براي کسب درآمد که اگر غير از اين شود وظايف مردان را زنان در جامعه عهده­دار خواهند شد. زنان خانه­دار بايد نصف حقوق ثابت مردان را به صرف ازدواج با آنان داشته باشند و با فرزندار شدن بيشتر از اين مقدار علاوه بر نفقه­اي که به آنان تعلق مي­گيرد. چرا که به طور متوسط زنان با ورود به زندگي خانوادگي در خانه 6 ساعت کار مي­کنند و با فرزنددار شدن اين مقدار به 9 ساعت مي­رسد يعني 5/1 برابر ساعت کار مردان در اجتماع، اين اعطاي حقوق به آنان علاوه بر اينکه دادن حقشان است نوعي تکريم رواني زنان و مادران فداکار است تا با رغبت هر چه بيشتر به ادامه اين فداکاري بپردازند و اين يعني تحکيم پايه­هاي زندگي مشترک.
غير از اينکه اخلاق حکم مي­کند که در صورت دريافت هديه­اي به صورت بهتر پاسخ داده شود يا حداقل به سان آن (و اذا حيّيتم بتحية فحيوا بأحسن منها أوردّوها) پس درست نيست که زن اخلاقي رفتار کند و مرد فقهي، بلکه او هم بايد سبيل اخلاق را در زندگي پيش گيرد که نتيجه­اي جز آرامش روحي و رواني خانواده در پي ندارد، خانواده‌اي که اميد مي‌رود فرزندان سالم و صالحي را تقديم جامعه کنند تا سازنده­ي جامعه­اي سالم و صالح باشند. و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته
 
 
( کشف آثار باستاني فرعون ولشکريان ـ دکتر بي آزار شيرازي )
 
تعريف باستانشناسي
باستانشناسي که در عربي به آن «علم الاثار» و در فرانسوي به آن «آرکئولوژي» مي‌گويند، عبارتست از دانش شناخت فرهنگهاي ادوار گذشته انسان بر اساس مطالعه اشياء و آثار کهن و باستان.
جايگاه باستانشناسي
علم باستانشناسي شعبه اي از علم تاريخ است ، بر پايه اسناد و مدارک غير مکتوب و پل مارتين ، باستانشناسي را علم بازسازي تاريخ انسان از گذشته تا حال مي داند که در آن منشاء فرهنگها و تمدنهاي منقرض شده را مي جويد.
همچنين اين علم را از شعب دانش انسان شناسي دانسته اند که به مطالعه فرهنگهاي ادوار مختلف تاريخ بشري مي پردازد.
در عين حال باستانشناسي از علوم مستقل و داراي روشها و پايه هاي نظري خاص است.
موضوع علم باستانشناسي
موضوع علم باستان شناسي عبارتست از آثار و اشياء قديمي مربوط به فرهنگها و تمدنهاي بشري که باستانشناسان از لايه هاي زمين ، کشف مي کنند.
روش باستانشناسي
از حفاري در جهت عمودي قدمت آنها و از حفاري در جهت افقي نوع وابستگي آنها به انسان را تعيين مي کنند.
و آنگاه آثار کشف شده را در اختيار اهل تاريخ مي گذارند تا با استفاده از آنها به تدوين و تفسير و بازسازي واقعي تاريخ بپردازند.
اهتمام اروپائيان به باستانشناسي کتب مقدس
اهتمام اروپائيان به باستانشناسي شرق بخصوص آثار بابل و سومر موجب پيدايش ((باستانشناسي کتاب مقدس)) در اروپا گرديد . فريدريک ديليتس باستانشناس آلماني مي نويسد :
هدف ما از حفاري در بابل و آشور قبل از هر چيز مرحله جديد در فهم تورات و تاييد يا نقد مسائل تاريخ باستان تورات با داده هاي باستانشناسي است .
باستانشناسان تورات ، تحقيقات ارزشمندي به عمل آوردند که برخي مويد گفته هاي تورات و بعضي بيانگر آنست که تورات کنوني تحت تاثير مصادر بابلي قرار گرفته و بعضي از مطالب آن افسانه هاي ناصحيح و غيرواقعي است .
جان الدر مي نويسد : افسانه هاي اسرائيلي آنقدر بي پايه بود که حتي در آغاز قرن نوزدهم ميلادي يکي از موجبات بي ايماني مردم امريکا گرديد . از سال 1890 م که باستانشناسي علمي آغاز گرديد . دانشمنداني براي کشف حقايق کتاب مقدس راجع به پيامبران و امتها به باستانشناسي پرداختند . از جمله پول بوتا در موصل و دکتر وولي دراورکلده در جنوب بين النهرين و محل طوفان نوح و زادگاه حضرت ابراهيم (ع) را کشف کردند .
به عنوان نمونه از نظر تورات ، فرعون و لشکريانش در بحر قلزم غرق و نابود شدند ، و مفسران مسيحي مرگ فرعون را انکار مي کنند ، اما قرآن کريم اعلام مي دارد که خداوند جسد فرعون را بر بلندايي افکند تا آيت و عبرتي براي آيندگان باشد. و امروزه با کشف جسد فرعون زمان موسي (ع) حقيقت قرآن آشکار مي شود.
استفاده مفسرين در تفسير قصص قرآني از حقائق تاريخي بجاي افسانه هاي اسرائيلي :
بسياري از مفسرين قديم بعلت عدم دسترسي به حقايق تاريخي ، به افسانه ها و اساطير کتب پيشين و اسرائيليات روي آوردند . اينگونه اسرائيليات از نظر محققين قديم چون ابن خلدون و محققين جديد مورد انتقاد شديد بوده و هست .
نقش پيامبران در تمدن :
يکي ديگر از ثمرات مهم باستانشناسي قرآن پي بردن به نقش انبيا در تمدن سالم بشري است . بيشتر انبياء در زماني مبعوث شده اند که تمدنها پر از ظلم و فساد و انحطاط شده بودند ، پيامبران با معجزات الهي بر آنان ظاهر شده آنان را نصيحت کرده و هشدار داده اند و چون به ظلم و فساد خود اصرار کرده با انقلاب خود آنها را کنار زده و پايه گذار فرهنگ و تمدني سالم شده اند .
به عنوان نمونه با طوفان نوح ، فرهنگ و تمدن کور و فاسد آن زمان غرق و نابود شد و حضرت نوح (ع) بجاي آن فرهنگ و تمدني سالم و نو بر اساس قانون و شريعت بنا نهاد و چون فرهنگ و تمدن عاديان در اثر ظلم و فساد رو به زوال نهاد . فرهنگ و تمدن ثموديان به رهبري پيامبرشان حضرت صالح (ع) جانشين آنان شد .
با انقلاب حضرت ابراهيم (ع) و لوط (ع) فرهنگ بت پرستي و ستاره و ماه و خورشيدپرستي و نمرودپرستي و عمل ويرانگر تمدن يعني هم جنس گرايي درهم کوبيده شد و بجاي آن فرهنگ و تمدنهاي توحيدي پايه گذاري گرديد.
حضرت يوسف (ع) طرح بلند مدت عدالت اقتصادي را جهت کاهش تبعات خشکسالي مصر ، و الگوي کشورداري را سرمشق داد .
و حضرت داود و سليمان ، فرهنگ صحيح قضاوت و دادگري را ارائه دادند و همانطور که در قرآن آمده و آثار باستاني آنرا کشف کرده ، آنان صنعت ذوب آهن و ذوب مس و زره سازي را در تمدن خود پديد آوردند .
ارتش غرق شده فرعون
«و لقد اوحينا الي موسي ان اسًر بعبادي فاضرب لهم طريقا في البحر يبسا لاتخف درکا و لاتخشي فاتْبعهم فرعُونْ بجنوده فغشيهم من اليهم ما غشيهم»(طه-77)
و به موسي وحي کرديم که بندگان مرا شبانه روانه کن . و براي آنان راهي خشک در دريا بشکاف بطوري که نه از فرارسيدن [دشمن] بيمناک باشي و نه [ از غرق] بترسي . آنگاه فرعون با لشکريانش آنان را دنبال کرد و آب دريا آنان را فروپوشاند .
محل گشوده شدن دريا از نظر دانشمندان
گفتگوي شديدي ميان دانشمندان و محققين در محل شکافته شدن دريا براي حضرت موسي (ع) است :
1-     درياي سرخ (يا قلزم) که در عهد باستان به آن سينوس آرابيکوس مي گفتند.
2-     درياچه منزله يا جزيي از آن .
3-     منطقه اي که در عصر هليتستي ورماني به آن درياي سربونين .
4-     انتهاي شمالي خليج سويس .
5-     يکي از درياچه هاي تلخ و شور بدون تعيين هيچکدام .
6-     خليج سويس بدون تعيين
7-     محل برخورد خليج سويس يا درياچه ها .
8-     رود نيل ، يا يکي از شاخه هاي نيل در دلتاي شرقي .
9-     درياي ساف (درياي نيزار) بين سوئز و مديترانه که هنوز هم پهناي زياد در آن مي رويد .
10-شاخه اي از درياي سرخ در شرق پلوزيوم (Pelusium) و نقطه پاياني آن را حوالي قادش (Kadesh) در جنوب فلسطين
موقعيت گذرگاه دريايي موسي (ع) از نظر تورات
در تورات راجع به گذرگاه دريايي حضرت موسي و بني اسرائيل و محل وعده گاه الهي با آنان چنين آمده است :
«(و خداوند موسي را خطاب کرده گفت : به بني اسرائيل بگو که برگرديد ، برابر فَمْ الحيروت در ميان مُجًدْل و دريا ، در مقابل بُعًل صَفُون در برابر آن به کنار دريا اُردو زنيد.»
از نظر قاموس کتاب مقدس : فم الحيروت (دهنه مغاره ها) آخرين منزل اسرائيليان بود قبل از آنکه از بحر سوف گذرند ، در نزد عجرود به ساخت 12 ميل از سويس واقع است .
مُجدْل ، موضعي است نزديکي بحر احمر به ساخت ده ميل به مغرب سويس .
و بعل صفون : مکاني است در نزديکي خليج سويس يا برکنار غربي آن ، جائي که اسرائيليان از درياي قلزم عبور کردند ، دکتر آپيرس مي گويد همان جبل عتاقه ، نزديک شهر سويس است و بر غش پاشا آنرا کوه کاميوس برکنار درياي روم است .
 
 
موقعيت گذرگاه دريايي موسي (ع) در قرآن
«يُا بني اسرائيل قَد اَنْجينكُم من عُدْوكُم وُ واعدًناكُم جُانبَ الطُور الايًمن- اي بني اسرائيل به راستي شما را از دشمنتان رهانيديم و با شما در جانب طور ايمن وعده گذاريم». (طه-80)
طور ايمن ، در مقابل طور سينا ، طور سينا يا کوه سينا ، کوه معروفي در قسمت جنوبي شبه جزيره سينا ، که امروزه جبل موسي خوانده مي شود .
از نظر قاموس کتاب مقدس ، طور سينا که به آن حوريب (کوه خدا) نيز گفته مي شود . نام سلسله کوههاي شبيه به يکديگر و عاري از گياه ميان خلج سوئز و خليج عقبه واقع است .
از نظر لسان العرب ، وجه تسميه ايمن (= راست) اينست که چون از طرف مدين به طرف مصر آيند ، اين کوه و وادي در طرف راست کوه سينا واقع شده است .
بنابراين منظور از طور ايمن ، کوه مقدسي در طرف راست شبه جزيره سينا ، و کوه سينا جنب منطقه ساحلي توييع در کناره خليج عقبه .
کشف آثار باقيمانده از فرعونيان در دريا
«وُ تمّتْ كَلمه رُبكُ الْحْسًني عُلي بَني اسرائيل بما صَبُروْا وُ دَمّرًنا مُا كَانُ يُصْنَعْ فرًعُون و قومه» (اعراف-7)
و بدينگونه بخاطر صبري که کرده بودند وعده نيکوي پروردگارت در حق بني اسرائيل تحقق يافت و آنچه فرعون و قومش ساخته و برآورده بودند ، نابود کرديم .
يکي از شگفت انگيزترين آيات الهي ، شکافته شدن دريا براي عبور حضرت موسي و اسرائيليان تعقيب فرعون و لشکريان و بهم آمدن دريا در 3500 سال پيش و کشف آن منطبق با آيات قرآن در زمان ماست .
پس از تاختن لشکريان مصري در درياي سرخ ، حادثه کم اهميتي نيست ، و کشف آن بهترين دليل بر حقانيت قرآن و ساير کتب آسماني است .
تا چند سال پيش بسياري از کاوشگران ، خليج سوئز ، را گذرگاه و محل خروج حضرت موسي (ع) و قومش مي دانستند ، زيرا که در تورات چنين گزارش شده بود . اما در سال 1978 م باستان شناسان در خليج عقبه ، در نوبيع آثار بجا مانده از فرعون و لشکريانش را کشف کردند . يعني همانجايي که قرآن آدرس داده بود يعني در جانب طور ايمن ( شرق شبه جزيره سينا) نه غرب با شمال شبه جزيره سينا .
کشفيات از آنجا آغاز شد که از بالا منطقه اي نسبتا کم عمق در خليج عقبه نظر باستانشناسان را بخود جلب کرد . منطقه اي که عمق آن ميان 60 تا 200 پا سيني ، 18 متر تا 60 متر در امتداد 5/2 کيلومتر بود .
در طول بستر اين منطقه دريايي اجزاي ارابه هايي مشاهده شد که مشتمل بر چرخهايي بود .
از آنجا که مرجانها به طلا و استخوان نمي چسبند ، چرخهاي طلايي ارابه فرعون و استخوانهاي لشکريان و اسبانشان عاري از مرجان مشاهده شد که همه اينها در مقابل منطقه ساحلي نوييع بود .
1- چرخ طلايي ارابه فرعون
در سال 1987 رْن وايت سه چهار پره چرخ طلايي ارابه اي را کشف کرد که مرجانها به روي آن نروئيده بودند . هر چند که در داخل آن چرخ چوبي قرار داشته اما آنچنان آنان را نرم و شکننده ساخته که نمي توان آنرا جابجا کرد .
اميد آنست که در آينده بتوانند غواصان در اعماق آب فروروند و با دوربين مخصوص از نزديک از آن عکسبرداري کنند .
در تصوير فوق يک چرخ طلايي ارابه را مشاهده مي کنيد که از فاصله دور عکسبرداري شده است و متعلق به 3500 سال پيش است .
«وقال موسي: ربَنَا إنَک ءاتَيًتَ فرعون و ملئه زينة و اموالا في الحيوة الدنيا، ربنا ليْضلوا عُنً سَبيًلک ، ربُنَا اطْمسً عُلي اموالهم و اشدْدً عُلي قلوبهم فلايْومنوا حُتيُ يَرَوا العذابُ الاليم»
موسي گفت : پروردگارا ! تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالي سرشار در زندگي دنيا داده اي . پروردگارا ! در نتيجه (بندگانت را از راه تو گمراه مي سازند پروردگارا اموالشان را نابود کن ، و [به جرم گناهانشان] دلهايشان را سخت و سنگين ساز به گونه اي که ايمان نياورند تا عذاب دردناک را بينند .
2- تصوير چرخ ارابه اي لشکريان فرعون
در تصوير سمت راست، نمونه اي چرخ ارابه جنگي که با مرجان پوشيده شده است اين تصوير در ساحل عربستان سعودي فيلم برداري شده و محل آن تمپ توتنخنمي‌باشد
«ذلک من انباء القُري نَقُصُهْ عليک منها قائم وُ حَصيد».(هود-100)
اين از اخبار شهرها و آباديهاست که ما براي تو بازگو مي کنيم ، که بعضي [ هنوز ] برپا هستند و بعضي از ميان رفته اند . (درو شده اند)
3- نمونه هايي از استخوانهاي سربازان و اسبان
در تصوير سمت چپ، استخوان معدني ، - يکي از صدها استخواني است که در سراسر دريا کشف شد – مشاهده مي کنيد .
مطالعات عميقي به روي اين دو نمونه استخوان توسط استخوان شناسي دانشگاه استکهلم ، انجام گرفته است ، که نشانگر استخوان ران پاي راست مردي است که داراي قدي به طول 170 - 165 سانتيمتر بوده است .
اين استخوان اساسا تبديل به سنگواره و جايگزين مواد کاني و مرجاني شده است از اينرو نمي توان آنرا با روش راديو کارب تاريخ گذاري کرد .
4- نمونه اي از محور چرخ ارابه
در تورات آمده است : « که خداوند چرخهاي ارابه هاي آنان را بيرون کرد تا آنها را به سنگيني برانند و مصريان گفتند : از حضور بني اسرائيل بگريزيم زيرا خداوند براي ايشان با مصريان جنگ مي کند ، و خداوند به موسي گفت : دست خود را بر دريا دراز کن تا آبها بر مصريان برگردد و بر ارابه ها و سواران ايشان».
«فَاخذْناهْ وُ جْنُودُهْ ، فَنَبَذْناهم في الْيم فَانْظُر كَيًف كَان عاقبُة الظَالمين».(قصص-40)
آنگاه او [ فرعون ] و سپاهيانش را فروگرفتيم و آنان را به دريا رها کرديم ، پس نگاه کنيد که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است .
جالب اينکه قرآن کريم به ما امر کرده که ((فَانْظُر)) ، نشانگر اينکه آثار فرعون و سپاهيانش مانند جسدش برقرار است و قابل ديدن است ، آنهم از سواحل درياي عربستان . اما متاسفانه ديگران در عمل به قرآن از ما سبقت گرفته اند .
5- ستون يادبود سليمان
رْن وايت نخستين کسي است که از ساحل نوييع محل فرود موسي (ع) و اسرائيليان ، در سال 1978 م ديدن کرد ، وي ستون فلزي فينيقي پيدا کرد که در بستر آب آرميده بود . متاسفانه ، نوشته هاي آن فرسوده شده بود . زيرا که تا سال 1984 ، اين ستون مهم شناخته شده نبود .
وقتي که دومين ستون گرانيت در خط ساحلي عربستان در مقابل ستون اولي پيدا شد ، کتيبه و نوشته آن هنوز دست نخورده بود .
در نوشته هاي فنيقي ، (عربي ، عبري) ، اين کلمات را در بردارد :
ميزرام (مصر) ، سليمان ، ادوم ، مرگ فرعون ، موسي و يهود در اين کتيبه آمده که سليمان پادشاه اين ستون ها را به عنوان يادبود معجزه شکافته شدن دريا برپاداشته است .
عربستان سعودي ، به توريست اجازه بازديد از اين آثار باستاني را نمي دهد شايد از توريست غيرمجاز بيم دارد . عربستان مقتدرانه ستونهاي فوق را جابجا کرده و بجاي آن پرچم نصب کرده است .
6- عمق خليج عقبه و جاده دريايي
خليج عقبه بسيار عميق است . در پاره اي از قسمتها 600/1 ميل عمق دارد . حتي با خشکاندن دريا ، قدم زدن از آنسو به آنسوي خليج بسيار مشکل است . زيرا که پله هاي بسيار بلندي در دو طرف دارد . اما يک نقطه در اين آب وجود دارد که بلند است و انسانها و حيوانات مي توانند از آن عبور کنند ، اين جاده ميان نوييع و مقابل آن کرانه ساحلي عربستان سعودي .
اين جاده دريايي ساخت کسي نيست جز خدا که در کتاب اشعياي نبي درباره آن مي‌فرمايد :
«خداوندي که راهي در دريا و طريقي در آبهاي عظيم مي سازد ، آنکه ارابه ها و اسبها و لشکر و قوت آنرا بيرون مي آورد ، ايشان با هم خواهند خوابيد و نخواهند برخاست مثل فتيله خاموش خواهد شد».
و در قسمتي ديگر از کتاب اشعياي نبي مي خوانيم :
« آيا تو آن نيستي که دريا و آبهاي لجه عظيم را خشک کردي و عمقهاي دريا را راه ساختي ، تا فديه شدگان عبور کنند».
معجزه احداث جاده دريايي در قرآن
«وُ لَقَدً اَوًحُيًنا الي مْوسي ان اسًر بعبادي فَاضْرب لَهْم طريقا في البحر يبسا»
و ما به موسي وحي کرديم که بندگان مرا شبانه روانه کن و براي آنان راهي خشک در دريا احداث کن .
کشف جاده برجسته دريايي که در ميان درياي بسيار عميق خليج عقبه توسط حضرت موسي (ع) احداث شده پرده از اعجاز الهي زمان موسي (ع) و فرموده قرآن برمي دارد.
مسافت ميان نوييع ، تا سواحل عربستان سعودي در حدود 18 کيلومتر و عميقترين قسمت آن در حدود 800 متر است .
در تصوير زير مدلي از عمق خليج عقبه ، و محل برآمدگي جاده دريايي موسي (ع) مشاهده مي کنيد .
هامان وزير و مشاور فرعون معاصر حضرت موسي (ع)
«و قال فرعون : يا ايها الملاءُ ما عُلمتُ لكُم منً الَهٍ غيري فَاوًقد لي يا هامان علي الطين فاجًعُل لي صَرّّحاً لَعلّي اَطَلعْ الي اله مْوسي وُ اني لاظنه منُ الْكَاذبينُ»(قصص-38)
و فرعون گفت اي بزرگان براي شما خدايي جز خود نمي شناسم و اي هامان : براي من آتش بر گل بر افراز [آجر بپز] و براي من بر جي [بلند] برآور باشد که به خداي موسي پي ببرم و من او را از دروغگويان مي دانم .
در تفسير ميبدي آمده است : (( اصحاب سير گفتند : چون فرعون وزير خود را فرمود : هامان که از بهر من اين قصر بساز ، هامان جمع کرد استادان و کارگران بسيار ، آجرپزان و آجربران و آلات و ساز آن از چوب و آهن همه بساختند و بنايي عظيم برآوردند .
تا قرن هيجدهم هيچکس از نام هامان اطلاعي نداشت تنها در کتاب مقدس نام هامان به عنوان يکي از درباريان احشويروش (خشايارشاه) آمده که فرمان قتل عام يهوديان را صادر کرد ولي استر و مردخاي از آن جلوگيري کردند و سبب بالاي دار رفتن خود او شدند .
و اين هامان هيچ ارتباطي با فرعون زمان حضرت موسي (ع) ندارد . اما در قرآن شش بار از هامان ياد شده که به دستور فرعون برج عظيمي با آجر بنا مي کند .
خوشبختانه در قرن نوزدهم ، نام هامان و تصاويري از کارگران و کوره هاي آجرپزي وي در ارتباط با فرمان فرعون زمان موسي (ع) در کتيبه اي توسط باستانشناسان کشف شده که نشانگر اعجاز قرآن کريم است .
در خطوط تصويري مصري مربوط به 2000 سال پيش نام هامان کشف شده و اين نسخه باستاني تا قرن هيجدهم ، هيچکس از آن اطلاعي نداشت .
اين خطوط تصويري کاملا منطبق به آيه 38 سوره قصص قرآن مجيد است .
کشف اعجاز تاريخي قرآن
« وُ قَال المَلک ائتُوني به ، استَخْلصُه لنَفسي»(يوسف-54)
( ملک [ مصر ] گفت او [ يوسف ] را بياوريد تا ويژه خويش گردانمش ) .
همانطور که دکتر محمد بيومي مهران باستانشناس مصر مي نويسد : قرآن ميان حاکم مصر در دوره حضرت يوسف (ع) در عهد هکسوس (حوالي 1725 - 1575 ق م) و حاکم دوره حضرت موسي (ع) فرق گذاشته اولي را (( ملک )) و دومي را (( فرعون )) ناميده است در حاليکه تورات بجاي ملک ، فرعون بکار برده است و آن زمان قبل از خانواده هيجدهم است و لقب (( ملک )) را در زماني بکار برده که بايد لقب (( فرعون )) را بکار مي برد و آن از زمان خانواده هيجدهم به بعد (1575 - 1307 ق .م) است.
اثر باستاني کشف شده حجر رشيد و شناسايي اسرار لغت مصري قديم اعجاز تاريخي قرآن کريم را در کاربرد صحيح و بجاي دو لقب ملک و فرعون مورد تاييد قرار مي دهد.
کشف جسد فرعون و اعجاز قرآن
« فَاليُوم نُنَجّيک ببدنک لتَکون لمن خَلْفَک آيةً وُ انَ كَثيراً من النَاس عنً آيُاتنا لَغَافلُونُ»(يونس-92)
(امروز جسد بي جانت را بر بلنداي ساحل مي افکنيم تا براي پسينان آيت و عبرتي باشي هر چند که بسياري از مردم از آيات ما غافلند) .
دکتر بوکاي در اين باره مي نويسد : در عصري که قرآن اعلام داشت جسد فرعون نجات داده خواهد شد ، اين جسد و اجساد فراعنه در گورهاي دره پادشاهان در طيره (تب) در آن سوي نيل قرار داشت . ولي در آن عصر نسبت به آن کاملا بي اطلاع بودند و اين فقط در پايان قرن نوزدهم است که جسد فرعون [ معاصر حضرت موسي (ع)] را در آنجا کشف کردند و امروزه اين جسد در تالار اجساد موميايي شده پادشاهان موزه مصري قاهره در معرض ديد تماشاگران است .
 
 
( نقش ايران و ايرانيان درمقابله با دو فتنه يهود از ديدگاه قرآن )
 
قرآن کريم در آيات چهار الي هفت سوره مبارکه «بني اسرائيل» صبحت از فتنه­اي مي‌کند که متعلق به يهود است و در آخرالزمان به وقوع مي‌پيوندد. در اين مبحث، ابتدا از حيث تفسيري به اين آيات توجه مي­شود و سپس به تأويل مصداق آيات با توجه به خصوصيات بيان شده در آن­ها و براساس روايات و نيز رسالت ما در برابر اين فتنه پرداخته خواهد شد.
«بسم الله الرحمن الرحيم و قضينا الي بني­اسرائيل في الکتاب لتفسدنّ في الارض مرتين و لتعلّن علّوا کبيراً . . .»(اسراء-4)
کتاب بيان شده در اين آيه، مقصود «تورات» است، يعني اين پيشگويي اولين بار در تورات حضرت موسي آمده است، پيشگويي که قطعاً رخ خواهد داد، چرا که قرآن با لفظ «قضينا» از آن تعبير مي­کند و قضاي الهي حکمي قطعي است و تجديدنظر و بدايي در آن وجود ندارد. علاوه بر اينکه از بيان «کان وعداً مفعولاً» استفاده مي­کند که نشان از تأکيد دارد.
خصوصياتي هم براي اين فتنه عنوان شده: اول اينکه يهود دوبار دست به فتنه مي­زنند که در هر دو فساد و فتنه مشخص است و دوم جهاني بودن فتنه، با توجه به عادي بودن مسئله پيغمبرکشي منطقه­اي در ميان يهود معلوم مي‌شود که دو فتنه مذکوري که خداوند از آن­ها در اين آيات سخن مي­گويد بالاتر از مسئله پيامبرکشي منطقه­اي است و چون فسادي بالاتر از پيامبرکشي وجود ندارد، پس اين قسم به وسعت فتنه يهود مربوط مي­شود همچنان که «علواً کبيراً» به اين مسئله اشاره مي­کند.
خداوند اين چنين به پيشگويي خود ادامه مي­دهد که «فتنه اول شما يهوديان که پيش مي­آيد عباداً لنايي را با مأمور به ضدحمله فتنه شما مي­کنيم. کساني که اولاً مظهر اعلاي عبد و بنده­ي خداوندند و ثانياً تمام زندگي­شان را به خدا اختصاص داده­اند و به امر او. به حداقل معنا يعني مؤمنان مخلص که در کنار ايمان، صلابت و قدرتي دارند که شما از ترس به سوراخ­هايي کشانده مي­شويد و آنها هم وجب به وجب فلسطين را جستجو مي­کنند تا شما يهوديان تبهکار را شکار و به سزاي اعمال ننگينتان برسانند. زماني هم که زمان فتنه دوم شما برسد همان رزمندگان مؤمن و سلحشور به قيام عليه فتنه شما و در نتيجه روسياهيتان بر مي­خيزند و در پي آن وارد مسجدالاقصي خواهند شد همانطور که به نشانه پيروزي اول خود نيز وارد آن شدند.
از اين بيان خداوند مشخص مي­شود که دو ويژگي ديگر را بايد به ويژگي­هاي قبل اين فتنه اضافه کرد: 1ـ مرکز فتنه و درگيرهاي فلسطين است. 2ـ سرکوب کنندگان اين فتنه مؤمنان مخلصند. چهار ويژگي که در تعيين اينکه اين دو فتنه اتفاق افتاده يا خير نقش بسيار مهمي دارند. تفاسير، عمدتاً اين واقعه­ها را مربوط به قبل از اسلام مي­دانند.
* فتنه اول در سال 586 قبل از ميلاد مسيح رخ داده که يهود تحت سلطه امپراطور بابل به نام بُختُ النصر قرار داشت و به فتنه­گري و شورش پرداخته بود و بخت النصر هم بر آنان شوريد، اکثر آنها را به هلاکت رساند، آثار ديني­شان را نابود کرد و بقيه را به اسارت برد که تا زمان کورش کبير اين اسارت و بردگي ادامه داشت و با روي کار آمدن او، يهوديان به سرزمين خود بازگشتند. براساس اين ديدگاه، بخت النصر، مصداق «عباداً لنا» معرفي مي­شود در حالي که پرواضح است که بخت النصر يک بت­پرست و مشرک است، پس ويژگي چهارم بيان شده در آيه را ندارد علاوه بر اينکه اين حادثه ويژگي دوم را هم ندارد چرا که فتنه منطقه­اي و داخل امپراطوري بابل است پس اين مصداق به کلي رد مي­شود.
* برخي ديگر از مفسرين فتنه را مربوط به فتنه يهود در زمان امپراطوري روم (سال هفتاد ميلادي) و فرمانروايي کيتوس رومي مي­دانند که يهود آن زمان دست به فتنه و شورش مي­زنند و ترتيانوس، سردار رومي هم به آنان مي­تازد و اورشليم و بيت المقدس را محاصره مي­کند و در آخر طي مصالحه­اي کار تمام مي­شود به اين شرط که يهوديان، منطقه را ترک و در عالم پخش شوند.
اين مصداق هم قابل اعتنا نيست چرا که درست است که فتنه­گر يهود است و مرکز فتنه هم فلسطين امّا باز فتنه­گري منطقه­اي است نه جهاني و شرط چهارم هم در اين داستان به چشم نمي­خورد چرا که امپراطور بت­پرست و مشرک است (مسيحي هم نبوده چرا که امپراطور روم غربي هيچ­گاه ايمان نياورد و فقط امپراطور روم شرقي بود که در قرن چهارم و آن هم در اواخر عمر خود به دين مسيحيت در آمد) و قيامش ربطي به اين آيه قرآن ندارد بلکه از باب از بين بردن ظالمي به دست ظالم ديگر است.
* عده­اي از مفسرين هم، فتنه يهود را مربوط به صف­آرايي يهوديان در برابر پيامبر اسلام مي­دانند که در اين مصداق هم شرط اول و چهارم وجود دارد امّا نه خصوصيت دوم يعني جهاني بودن فتنه و نه ويژگي سوم يعني مرکز دعوا که فلسطين باشد در آن صدق مي­کند.
از مجموع اين نظرات و نقد آنها مشخص مي­شود که اين فتنه مربوط به دوره اسلام است و نه قبل از آن و نگاهي به تاريخ، نشان مي­دهد که تا جنگ جهاني دوم بيشترين فتنه­ها از آن مسيحي­هاست نه يهودي­ها (جنگ­هاي صليبي از قرن سوم تا دوازدهم ميلادي و جريان يهودي­کشي در اروپا که به مرات تکرار مي­شود که مسيحيان به خاطر به اصطلاح انتقام گرفتن از يهود براي کشتن پيامبرشان به قتل عام آنها مي­پردازند.) در جنگ جهاني دوم هم که هيتلر آغازگر آن است و بنابر نظر عده­اي در آن اساساً يهود دخالت داشته است، چون مرکز دعوا اروپاست نه فلسطين و نيز هيتلر يک جنايتکار است نه عباداً لنا. پس باز اين اتفاق ربطي به اين آيه ندارد به عبارت ديگر تا جنگ جهاني دوم، فتنه يهود اتفاق نيافتاده است امّا بلافاصله بعد از آن بود که ابرقدرت­هاي زمان علي­­رغم تمامي اختلافات ايدئولوژيکي که با هم داشتند، هم شوروي کمونيست، هم چين کمونيست، هم آمريکا و فرانسه و انگليس، به دفاع از اسرائيل و در مقابل مسلمين، اين رژيم را به رسميت شناختند پس مي­توان گفت که فتنه جهاني يهود از سال 1948 شروع شده و جهاني بودن اين فتنه هم بسيار واضح است. هولوکاستي که اتفاق افتاده امّا يهود آن چنان سلطه­اي دارد که در اروپا و آمريکا قوانين را به نفع خود تغيير داده، منطق خود را بر آن­ها حاکم نموده است که بحث از اين قضيه­ي اتفاق افتاده ممنوع گشته است (همان سلطه­اي که خداوند در سوره مبارکه مائده از آن سخن رانده چرا که در آنجا خداوند جمعيت جهان را به چهار قسمت تقسيم مي­کند: مسلمانان، مسيحيان، مشرکان و يهود. يعني يهود بيست ميليوني در کنار يک و نيم ميليارد مسيحي، يک و نيم ميليارد مسلمان و سه ميليارد مشرک و بت­­­پرست جاي گرفته­اند. بياني که لازمه­ي آن چيزي جز قدرت زياد يهود نيست که خداوند هم آن از آنان، قدرت و فتنه­شان هشدار مي­دهد که در صف اول دشمني با اسلام و مسلمين همين يهود قرار دارند.)
در اين بيان قرآن اين مژده را هم داده که اين فتنه جهاني يهود بوسيله عباداً لنايي سرکوب خواهد شد. امام صادق(ع) هم در جواب از اين سئوال که اين عباداً لنا چه کساني هستند چنين مي­فرمايد که «والله هم اهل قم ثم اهل قم ثم اهل قم» (روحانيت شيعه) قمييان ايراني که مصداق آيات «و آخرين منهم لما يلحقوا بهم ـ جمعه/3»، «يا ايها الذين امنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم و يحبونه اذله عن المؤمنين اعزه علي الکافرين يجاهدون في سبيل الله ولا يخافون لومه لائم . . . مائده/54» و «ان تتولوا يستبدل قوماً غيرکم ثم لا يکونوا امثالکم محمد/38» و حديث «لو کان العلم (الايمان) بالثريا، لناله رجال من ابناء فارس». پيامبر اکرم (ص) هستند. کساني که طبق گفته امير مؤمنان علي(ع)، ابتدا عرب­ها آنان را به اسلام دعوت مي­کنند و در آخرالزمان اين عرب­ها هستند که به دست آنان مسلمان مي­شوند. کساني که پيشگوئي امام صادق(ع) در مورد قيام قمي­ها را با انقلاب اسلامي خود تحقق بخشيدند (رجل من اهل قم يدعوا الناس الي الحق). (احاديث در منابع شيعه و اهل سنت موجود است.)
کساني که با انقلاب اسلامي خود، تئوري سکولاريسم (جدايي دين از سياست) را محکوم به شکست و قرن 21 را به قرن حکومت و امپراطوري دين تبديل کردند؛ دعوا هم بين دين اسلام و مسيحيت است که از لحاظ منطقي مشخص است که اسلام، فاتح جهان خواهد بود، چيزي که غربي­ها به خصوص آمريکا را به تکاپو انداخته تا اسلام و مسلمين را قبل از فتح اين مبارزه، ريشه­کن کند؛ جنگ­هاي صليبي، تحريک دولت­ها بر ضد هم همچون اينکه صدام را بر عليه کويت شوراندند، تبليغاتي همچون برخورد تمدن­ها، خراب کردن ملّت­هاي انقلابي در نگاه جهانيان، تأسيس گروه­هاي تروريستي همچون القاعده، برنامه­ريزي عملياتي تروريستانه براي به دست گرفتن بهانه­اي در حمله به دولت­ها همچون حادثه 11 سپتامبر.
و تمامي قدرت­ها را پشت سر خود جمع کرده حتي دولت­هاي مسلمان (امّا سني) همچون عربستان، امارات و پاکستان و مثلتي درست کرد به نام جهان، طالبان افغانستان و ايران. که باز در پي دو طرفه کردن آن شد که يا ايران بايد در طرف طالبان قرار گيرد يا جهان بايد تکليف خود را مشخص کند. امّا در اين ميان فراموش کرده بود که ايرانيان، رهبري شجاع و الهي دارند که در شرايط مختلف متدينانه و سياست­مدارانه قد علم مي­کند. رهبري که هوشيارانه دست آنها را رو کرد و نشان داد که از تهديدهاي آنها هيچ باکي ندارد تا بدينوسيله ضعف و ترس آنان را از اسلام و مسلمين و انقلاب اسلامي برملا سازد و مسلمانان اهل تسنن را متوجه نالايقي رهبر نالايق اختيار کرده­ي خود کند و شيعيان را افتخاري بخشد به وجود چنين رهبري فرزانه از سلاله پاک نبوت. فراموش کرده بودند که ايران خدايي دارد که پشت اوست؛ و با معجزات مختلف آن را محافظت مي­کند. خدايي که مکر دشمنان را به خودشان بر مي­گرداند، همچنان که هدف آنان از اشغال عراق و افغانستان و حمله بر ضد حزب الله لبنان را صد در صد بر ضد آنها و منافعشان تغيير داد که حتي عراقي را که مي­خواست بر ضد ايران به کار گيرد در کنار ايران و شيعيان قرار گرفت، حزب الله قدرت خود و شيعه را به رخ جهانيان کشيد، قدرت سه هزار نفره خود را تا زنگ خطري شود براي جهانيان که اگر هفتاد ميليون دست به کار شوند چه اتفاقي خواهد افتاد. آري خداوندِ قادر، قصد فراهم کردن مقدمات قيام عباداً لنا را دارد. قيامي که بر طبق اين آيات بايد صورت گيرد تا قيام مهدي موعود انجام شود. بايد ريشۀ يهود در فلسطين کنده شود، بايد عباد خدا بر فلسطين مسلط شوند، دوباره قدرت در دست يهود فتنه­گر افتد (فتنه دوم) و دوباره قيامي شود تابناک، قيامي که لواي سبز محمّدي را بر گستره­ي پهناور جهان برافراشته کند و حقيقت انسجام اسلامي را در زير سايه رهبري به حق، منتسب از جانب حق به عرضه شهود بگذارد.
سؤالات مطرح شده در نشست علمي:
1ـ آيا آيات مورد بحث در تورات کنوني هم موجود است، با توجه به اينکه آيات به ضرر يهود است؟
در تورات حضرت موسي(ع) و نيز مزامير حضرت داود(ع) از پيروزي صالحان و متوکلان (به قولي قيام مصلح کل) خبر داده شده، حتي از جنايات و خيانت­ها و فسادهاي اين قوم هم صبحت شده در کنار اينکه از فضائل بني­اسرائيل هم سخن به ميان آمده است و در پي اين ضد و نقيض­ها، يهود مطالب منعکس کننده سرکشي­شان را با عنوان عهد عتيق مي­خوانند و اختلافي که ميان يهود صهيونيست و بزرگان يهود ساکن انگليس و آمريکا که دائماً جنايات اسرائيل را محکوم مي­کنند ناشي از اين است که صهيونيست­ها از اوايل و اواسط تورات توجيهي براي کارهاي خود مي­يابند و آخوندهاي يهود آخر اين عهد عتيق را سند قرار مي­دهند که يهود حق ندارد حکومت تشکيل دهد و براي آن به قتل و غارت و جنايت بپردازد چرا که در آن وعيدها حتي شديدتر از قرآن براي آنان بيان شده است.
2ـ با توجه به اينکه قرآن در زمان نزول بايد براي مردم عصر نزول قابل فهم بوده باشد تفاسيري که شما از آيات عنوان داشتيد معناي آيات را براي آن­ها غير قابل برداشت مي­کند، آيا اين تفاسير مصداق تفسير به رأي نخواهد بود؟
مبناي تفسير ارائه شده حديث امام جعفر صادق(ع) است که مطابق قرآن است چرا که قرآن ميزان سنجش احاديث است و احاديث و مواردي که در ذيل اين آيات در تفاسير مشاهده مي­شود علاوه بر تعارض ميان خود با قرآن هم مطابقت ندارند پس اين تفسير براساس شواهد و قرائن ديگري ارائه شده نمي­تواند مصداق تفسير به رأي باشد.
3ـ آيا ايراني­ها وظيفه نجات عالم و قيام بر ضد ظلم را دارند؟
با توجه به اينکه همين قرآن تنها صحبت از يک رهبري مي­کند که توحيد را در جهان گسترش داد (کوروش کبير که قرآن از او با لفظ ذوالقرنين تعبير مي­کند) رهبري که ايراني است، پس چرا ايرانيان از نسل و در آخرالزمان چنين قدرتي نداشته باشند، چيزي که روايات شيعه و سني هم آن را تأييد مي­کنند، پس مي­توان اميدوار بود که با توکل به خدا بتوانيم اين وعده الهي را تحقق بخشيم.
4ـ آيا منظور از بأس شديد، سلاح هسته­اي نمي­تواند باشد؟
در آيات خصوصيات سلاح ذکر شده است و تنها صحبت از قاطعيت، جرأت و قدرت سرکوب­کنندگان است گرچه مي­تواند مصداق آن باشد امّا توجه به اينکه فرموده خانه به خانه مي­گردند و يهود را از سوراخ­ها بيرون مي­کشند مصداق بمباران اتمي بعيد مي­باشد.
5ـ زمان ظهور امام زمان(عج) تکليف اديان ديگر چه مي­شود، آيا مانند زمان پيامبر(ص) به حيات خود ادامه مي­دهند؟
با توجه به اينکه رهبران اديان (مثل حضرت عيسي(ع) براي مسيحيان) خود به امام زمان اقتدا کرده و در رکاب او قدم بر مي­دارند همه در هر ديني بايد به امام زمان(عج) ايمان آورند و هر کس که چنين نکند ريشه­کن خواهد شد تا جائي که مصداق آيه سوره مبارکه نور شوند (يعبدونني لايشرکون بي شيئا) و حتي نفاق و منافق هم از بين مي­رود چرا که قوه قضائيه امام زمان(عج)، قضاوت به باطن مي­کند نه براساس مدرک و شاهد.
6ـ در پايان، در مقابل فتنه خطرناک يهود، وظيفه مسلمانان و ما جوانان چيست؟
رسالت ما همان چيزي است که مقام معظم رهبري فرمودند اتحاد ملي بدون دعوا و اختلافات حزبي و انسجام اسلامي بدور از اختلافات فقهي و مذهبي که بعد از آن خداوند خود، کم­کم، اوضاع را مهيا مي­کند.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و اجعل محيانا محيا محمد و آل محمد و مماتنا ممات محمد و آل محمد.
اللهم انا نرغب اليک في دولة کريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدعاة الي طاعتک و القادة الي سبيلک و ترزقنا بها کرامة الدنيا و الاخرة.
 
 
 
(قرآن و تغذيه ـ مهندس خدادادي)
 
«بسم الله الرحمن الرحيم فَليَنظُرِ الاِنسانُ إلي طَعامِهِ»
خداوند بر ما منت نهاد و به عنوان بالاترين نعمت پيامبري از جني خود ما برايمان فرستاد. و نتيجة اين رسالت قرآن مي­باشد.
اکنون که خداوند اين نعمت را برايمان فرستاده بايد نهايت استفاده را از آن بکنيم تا بتوانيم بهرة لازم را از آن ببريم.
بنده اولين بهره­اي که از قرآن بردم آرامشي بود که از طريق انس با قرآن از طريق تحقيق در مورد موضوعات مختلف در قرآن نصيبم شد.
آرامشي وصف ناشدني که تنها از طريق تجربه مي­توان لذت آن را درک نمود.
بنده در اين تحقيق مطالب مفيد و ارزشمندي در مورد تغذيه و فوايد برخي مواد غذايي از لابه لاي آيه­هاي نوراني قرآن استخراج نمودم و اميدوارم مورد استفادة عموم قرار گيرد.
تنها، آفريننده و خالق هر چيزي از ويژگي­هاي مخلوق خود خبر دارد بنابراين تنها او مي­تواند بهترين و مفيدترين مواد غذايي را براي او مشخص سازد. در قرآن چهار بار دستور به دقت داده شده(فلينظر) که يکي از آنها در مورد خلقت انسان است. «فلنيظر الانسان ممّ خُلق- طارق آيه 5». يکي در مورد اعمال انسان «ولتنظر نفس ما قدّمت لغد ...- حشر آيه 18». يکي در مورد کيفيت غذاي انسان «فلينظر أيها أزکي طعاماً- کهف آيه 19» و ديگري در مورد نوع غذاي انسان است «فلينظر الانسان إلي طعامه- عبس آية 24». با يک تعمل به معادله‌اي ساده مي‌رسيم. خلقت انسان بعلاوة اعمال انسان مساوي است با غذاي انسان. آري اگر غذا حذف شود نه خلقتي وجود خواهد داشت و نه اعمالي که براي رضاي خداوند و در طلب او انجام شوند.
غذايي که بس مهم است که مورد توجه واقع شود همانطور که خداوند هم آن را مورد توجه قرار داده است و غرايز هر انساني حتي هر موجودي را بر طبق احتياجات او قرار داده است تا با توجه به آنها به ارضاي آنها بپردازد، آن هم از طريق مواد غذايي طبيعي، نه مواد غذايي مصنوعي که با هزاران مواد مضر و بدست انسان­ها ساخته مي­شود مضرات بسياري براي بدن انسان­ها دارد که اما اکثر افراد از آن­ها خبر ندارند. به عنوان مثال نوشابه­هاي گازداري که روزانه آمار مصرف آن بالا مي­رود، براي معده و همچنين دندان­هاي انسان بسيار مضر است. شما مي­توانيد با يک امتحان آن ­را تجربه نمائيد. براي آزمايش يک دندان را داخل يک شيشه نوشابه قرار دهيد و پس از چند روز نگاه کنيد که اثري از آن دندان هست يا نه؟!!
هم چنين تحقيقات نشان داده­است که مصرف يک شيشه نوشابه به اندازة يک قاشق برنج چاق کننده است. آيا تا به حال فکر کرده‌ايد که چرا پنير و يا برخي از بستني­ها کش مي­آيد؟ زماني اين پنيرها و شيرهاي داخل بستني کش مي­آيد که باکتري­هايي در آن رشد کرده­باشد. و هر اندازه کشش آن بيشتر باشد نشان دهندة اين است که باکتري در آن بيشتر مي­باشد.
و چه بسيار بيماريهايي که از طريق اين باکتري­ها و ديگر مواد غذايي ناآگاهانه وارد بدن افراد مي‌شوند. بنابراين مفيدترين مواد غذايي را مي­توان از طريق قرآن که کلام خالق انسان­هاست مشاهده نماييم. اکنون به برخي از اين مواد غذايي خلاصه وار اشاره مي­نمائيم.
در قرآن چهار مرتبه کلمة « شفا» بکار برده شده­است که يکي از آن­ها به « عسل» اختصاص داده شده­است خداوند در اين مورد مي­فرمايد: « مختلف الوانه فيه شفاءٌ للناس» اخيراً داشمندان به اين نتيجه رسيده­اند که عسل بهترين دارو براي شستشوي معده مي­باشد و عفونت­ها را از بين مي­­برد. و هم چنين تحقيقات نشان داده که براي درمان بسياري از بيماري­هاي ديگر از جمله اعصاب بسيار سودمند است. و هزاران فوايد کشف شده و کشف نشده­اي که قرآن از سال­ها پيش اين حقيقت را برايمان بيان نموده است. و اين يکي از اعجاز قرآن کريم است.
در همين آيات سورة مبارکة عبس بعد از دستور دادن به اينکه انسان بايد به غذايي که مي‌خورد دقت داشته باشد خود نعمات طبيعي افاضه شدة به انسان را براي اينکه او آنها را مورد استفاده قرار دهد برمي‌شمرد.«إنّا صببن الماء صبّا»
خداوند در قرآن از باران به عنوان يکي از مهم­ترين طيبات و پاکي­ها نام مي­برد.
اکنون پس از سال­ها دانشمندان از اهميت و فوايد آب باران اطلاع يافته­اند. که برخي از آنها را به طور خلاصه بيان مي­نمائيم؛ آب باران از هر نوع املاح و آلودگي بدور است.
نحوة بارش آن نيز به گونه­اي است که به زمين و گياه خسارتي وارد نمي­کند و به سرعت جذب گياه مي­شود.علاوه بر اين داراي کود نيز مي­باشد وقتي باران شروع به باريدن مي­کند، مقداري گاز ازت در هوايي که از آن عبور کرده را در خود جذب مي‌کند و به صورت آبي پاک و داراي کود به سمت زمين مي­آيد و البته آفت زدايي نيز مي­کند. به اين صورت که هيدريد ازت با هيدرات زمين ترکيب مي­شود و با به وجود آوردند اسيدهيدريک آفت­هايي را که براي گياه مضر است از بين مي‌برد.
«فأنبتنا فيها حبّاً» خداوند به عنوان اولين غذاي اصلي بشر به حبّ يعني همان پروتئينهاي گياهي اشاره مي‌کند. همان پروتئينهايي که عامل انتقال وراثت هستند و زنجيرة DNA انسان را مي‌سازند.
« و عنباً و قضباً» انگور داراي قندي است به نام مونوساکاريد که ساده است و خيلي سريع جذب مي‌شود و نيز قندي دارد که از نوع قند خون و قند شير مادر است که براي افت فشار خون و جبران کمي شير مادر مفيد است. قندي که جذب سلولهاي مغزي انسان مي‌شود، در حالي که نيازي به انسولين ندارد و براي درمان کم خوابي و تقويت حافظه بسيار اثر بخش است.
قند با ورود به سلولها و سوختن ايجاد انرژي مي‌کند. پس در درجة دوم، حائز اهميت است.
سبزيجات هم با ويتامينها و مواد معدني سرشاري که دارند مورد تذکر قرار گرفته تا انسان آن را به عنوان يکي از اصلي‌ترين تغذية خود مورد استفاده قرار دهد.
«و زيتوناً و نخلاً». خداوند در قرآن کريم از درخت زيتون به عنوان « شجره مبارکهً» نام مي­برد. درخت مبارکي که هم اکنون برگ­هاي آن­را به عنوان نشانة صلح و آرامش استفاده مي­کنند. تحقيقات نشان داده­است که شما هر اندازه زيتون مصرف کنيد به همان نسبت آرامش روحي بر شما حاکم مي­گردد.
در سورة مبارکة « تين» آمده است: « و التين والزّيتون» خداوند به انجير و زيتون قسم ياد مي­کند و قبل از بيان فوايد اين دو بيان اين مطلب نيز جالب است که مصرف انجير پيش از زيتون فوايد ديگري را دارد و اين دليل مقدم بودن نام انجير بر زيتون در اين آيه مي­باشد.
دانه­هاي ريز انجير باعث مي­شود که آب بدن جذب شده و داراي اکسيد گردو و در نتيجه تمام بدن را پاک سازي گردد. و هر نوع عفونتي را که ماية افسردگي است از معده و روده پاک مي­کند و هم چنين قند موجود در آن مانع افت قند مي­گردد.
و سپس سخن از زيتون مي­آورد. مصرف زيتون در واقع از رسوخ آهن­هايي که از طريق برخي مواد غذايي وارد عروق و روده مي­گردد مانع مي­شود. و هرگز باعث گرفتگي نمي­گردد.
کساني که روغن زيتون مصرف مي­کنند در سن 90 سالگي عروقشان مانند جوان چهارده ساله است.
پس از آن خرما را بيان مي­کند. خرمايي که سرشار از ويتامين D است و براي جلوگيري از پوکي استخوان مفيد است.
«و حدائق غلباً» (و باغهاي متراکم ميوه.)
« فاکههً وابّاً» فاکهه ميوه­هايي است که خداوند خلق کرده. هر ميوه يک خاصيت و اثري دارد. يکي از ميوه­ها، هويج است. اکنون تجربه نشان داده­است که اين ميوه براي بسياري از بيماريهاي بدون درمان مفيد است.
راستي خاصيت انار چيست که خداوند در قرآن کلمة رمّان را بارها بيان کرده­است؟! بهترين روغن در عالم هستي روغن هستة انار است. مصرف انار رسيده افسردگي­ها را برطرف کرده و درمان بسياري از بيماري­هاست.
به اين صورت که افرادي که دچار ناراحتي روحي و رواني مي­گردند، آنزيمي به نام FBH در خونشان بالا مي­رود. هنگام مصرف انار اين افسردگي خود به خود از بين خواهد رفت و اين آنزيم پايين مي­آيد اين آزمايش را پزشکان متخصص در يک آزمايشگاه طبي انجام دادند که باعث اعجاب حضار گشت پزشکان اعتقاد داشتند که اين مسأله هرگز از نظر علمي اسکان پذير نيست. اين بيماري هرگز درماني ندارد. اما با مشاهدة اين آزمايش همگي در تعجب فروماندند، و اين يکي از شگفت­هاي قرآن کريم است. که اين چنين با ظرافت تمام مواد خوراکي و مورد نياز بدن را برايمان بيان مي­کند ولي ما بدون توجه از آن مي­گذريم.
در صورتي که مي‌دانيم تنها از اين طريق مي­توانيم به سلامتي کامل دست يابيم. «متاعاً لکم و لانعامکم».
براي جلوگيري از بسياري از بيماري­ها مي­توانيم با مصرف اين خوراکي­ها و ميوه­هاي طبيعي، (همانگونه که گفته شد) خود را از بسياري از بيماري­ها نجات دهيم.
به عنوان مثال ما مي­توانيم به جاي مصرف قند و شکر که بسيار مضر است، کشمش، انجير، خرما، و در نهايت نبات را جايگزين نمائيم.
طبق تحقيقات بدست رسيده براي تقويت حافظه و تمرکز خوب است که يک ليوان آب با يک قاشق عسل و آب ليمو مخلوط کرده و روزي دو ليوان از آن ميل کنيد.
بنابراين اگر انسان غذايي را که خداوند برايش تعيين کرده استفاده کند هرگز بيمار نخواهد شد و اگر بيمار شد بايد بررسي کند که چه عوارضي از خارج وارد شده­است.
به اميد اين­که در ماه مبارک رمضان امسال از مصنوعات طبيعي خداوند در وعده­هاي غذايي خود استفاده کنيم تا جسمي سالم­تر براي پرستش و عبادت آن معبود يکتا داشته باشيم.
 
 
 
(هويت زن مسلمان ـ دکتر نقي پورفر)
 
بسم الله الرحمن الرحيم. بحث از هويت زن مسلمان از نظر اسلام، نياز به تبيين مقدمات اساسي دارد که اسلام بر آن تأکيد مي­کند. قبل از بحث هويت زن مسلمان بحث هويت انسان مطرح است. انسان از نظر اسلام، يک وجود مادي ملکوتي است که صلاحيت رشد و تعالي، تا قرب خدا را دارد. قربي که هيچ موجودي در اين سطح از رشد، حتي ملائکه، قرار ندارند. اين انسان اگر بخواهد، سالم رشد کند و تعالي پيدا کند و هويت ملکوتيش محفوظ بماند، در درون کانون خانواده بايد رشد کند. مسأله­ اساسي اول، اصالت خانواده از ديدگاه اسلام است. ما بُنِيَ بناءٌ اَحبُّ الي الله في الاسلام من النکاح، بحث تشکيل خانواده و ازدواج اساسي­ترين مسأله­اي است که اسلام بر آن تأکيد دارد. يعني اولين نقطه­ فرق اسلام با مکتب­هاي ديگر در همين جاست. از نظر اسلام هيچ رشد و تعالي براي انسان صورت نمي­گيرد، مگر اينکه هويت خانوادگي داشته باشد. هويت خانوادگي اساسي­ترين مسأله­اي است که اسلام در اجتماع تأکيد مي­کند. به عبارت ديگر سلامت جامعه از نظر اسلام مساوي است، با سلامت مجموع خانواده­هاي درون جامعه. و از جهتي ديگر، اساساً کوچک­ترين عنصر اجتماعي را اسلام خانواده مي­داند نه فرد. به همين جهت تأکيد دارد تمام انسان­ها بايد در درون خانواده تعريف شوند. هيچ انساني بيرون از خانواده معناي صحيح ندارد. به همين جهت از نظر اسلام يتيم­خانه و سالمندان معنا ندارد. اينها پديده­هاي غربي هستند که به جامعۀ اسلامي نفوذ کردند. خوب زمان­هايي که بحث کنيز و غلام مطرح بود، براي اينکه هويت سالم و رو به رشدي داشته باشند، اسلام تأکيد مي‌کرد، اينها بايد در درون خانواده حضور انساني داشته باشند. بايد منتسب به خانواده تعريف شوند، مثلاً عبدالعلي مولا آل سام، يعني فرد منتسب به خاندان آل سام است. مولا هم که گفته مي­شد يعني سابقه اصيلي را داشته اما آمده در خانوادۀ يک مسلمان تعريف شده و رشد انساني­اش را در درون خانواده طي کرده. انسان بدون خانواده، انسان بي­هويت و خطرناکي از کار در مي­آيد.
يکي از معجزات اسلام همين معنا بود که کنيزان و غلامان را داخل خانواده­هاي مسلمان کرد و به تدبير الهي و اينها هويت انساني خود را باز يافتند. صدمات شخصيتي که در اثر مسأله اسارت و کنيزي و غلامي بر آنها وارد مي­شد، با اين معنا که آنها عضو يک خانواده مسلمان هستند، تعريف مي­شد. از همان غذايي که فرد به خانم و بچه­هايش مي­خوراند، از همان موظف بود که به کنيزان و غلامان خود بدهد. همان پوشاک و امکاناتي که براي عزيزانش تدارک مي­ديد، اسلام مکلف کرده بود که فرد مسلمان براي کنيزان و غلامان همينطور رفتار کند. در تاريخ اسلام مي­بينيم، فقهاي بزرگي، از همين اسراي سابق پيدا شدند. يعني هويت انساني پيدا کردند و اسلام را با دل و جان پذيرفتند و بعد در اين مسير رشد کردند. وقتي هم که شخصيت انساني­شان از حداقل مورد انتظار دين شکل گرفت، قرآن تذکر مي­دهد، زمينه­هاي آزادي اينها را فراهم کنيد. فکاتبوهم ان علمتم فيهم خيرا مي­بينيد. شخصيت اوليه­اش براساس ارزش­ها شکل گرفت، حالا زمينۀ آزادي­اش را فراهم کنيد واتوهم من مال ا.. الذي اتيکم مي­گويد سرمايه هم به او بده. مثل فرزند خودت. سرمايه در اختيارش بگذار، تا بتواند کم­کم زمينه آزادي خودش را فراهم کند و خود يک خانوادۀ مستقلي را ايجاد کند. بعضاً هم همين­ها در درون اين خانواده­هاي سالم، اين تعريف اسلام است. در مقابل آن تعريف به جهت اينکه آنها براي خانواده اصالت قائل نيستند، بنياد خانواده را در معرض تهديد و خطر قرار دادند اين پديده شبيه­سازي که شکل گرفته، پديدۀ شبيه­سازي يک مشکلات رواني و هويتي دارد و يک مشکلات بيولوژيک و زيستي دارد. حالا در بحث بيولوژيک و زيستي من وارد نمي­شوم. اما در بحث رواني و هويتي­اش مي­خواهم تذکر دهم. نقد اساسي اسلام بر اين شبيه­سازي از همين جاست. در شبيه­سازي عنصر پدر حذف مي­شود، پدري در کار نيست. از سلول مادر مي­گيرند، در رحم مي­گذارند، بچه به وجود مي­آيد، بدون پدر. از نظر اسلام شخصيت سالم کودک، در گرو حضور پدر و مادر است، سايۀ پدر و مادر بر شخصيت فرزند است. فرزند بي­پدر، فرزندي که اساساً پدري، برايش تعريف نشده، دچار بحران شخصيت و هويت مي­شود. پدر و مادر دو رکن اساسي خانواده­اند. شخصيت رواني بچه اتکا دارد به مديريت پدر و مادر نمي­شود اين دو عنصر را از زندگي فرزند حذف کرد. حتي آنهايي که يتيم مي­شوند در دوران کودکي، سايه و هاله­اي از شخصيت پدر و مادر که از دنيا رفتند، بر وجودشان سايه افکن است. بخشي از آن نياز رواني، با همين احساس که پدر و مادر دارد ارضا مي­شود. ولو الآن از دست داده. البته اين سايه نياز به تکريم دارد که جامعه، يتيمان را سرپرستي کند و در تداوم آن سايۀ رواني، حضور فيزيکي و فعلي هم پيدا کند. به هر حال احساس هويت مي­کند، چرا اسلام به شدت با فحشا و منکرات مبارزه مي­کند؟ چون با آن هويت خانوادگي تهديد مي­شود، زني که خداي نکرده از راه آلوگي فرزند به دنيا مي­آورد انسان بي­هويتي را تحويل جامعه مي­دهد، چون پدر نمي­شناسد، اين صدمات شخصيتي سنگيني بر وجود اين کودک وارد مي‌کند، اين که اسلام به شدت با اين پديده مبارزه مي­کند. همه بر مي­گردد به اينکه اصالت خانوادۀ مسأله اساسي است در اسلام. پس با اين بستر بايد به هويت زن و مرد مسلمان توجه کنيم . بدون بسترسازي براي رشد سالم که با تشکيل خانوادۀ شکل مي­گيرد. بدون شکل­گيري امر تأهل، از سلامت انسان­ها نمي­شود صحبت کرد. بستر اساسي تعالي ساده و معنوي انسان­ها در گروه تأهل است به خاطر اهميت خانواده تا آنجايي اسلام پيش رفته که، حتي ازداوج­هاي مکرر در اسلام نوعي فحشا تلقي مي­شود. بين زرتشتيان ممکن است خواهر با برادر ازدواج کند، پسر با مادر ازدواج کند. اسلام آن را هم تأييد مي­کند از جهت حضور اجتماعي.
فردي با امام جعفر صادق(ع) همراه بود، نگاه کرد ديد غلامش اطرافش نيست. قدري اوقاتش تلخ شد. غلام بعد از مدتي پيدايش شد، اين مرد برگشت و تعبير رکيکي را نسبت به مادر اين غلام گفت، امام سخت غضب کردند. اين صحابي تا غضب امام را ديد، دست و پايش لرزيد، گفت: يابن رسول ا.. من دروغ نگفتم. اين با مادرش ازدواج کرده. حضرت با عصبانيت فرمودند: اَماتَ اَلم اَنَّ لِكُلِّ قوم نکاح، تو هنوز اين را نفهميدي، هر جامه يک نکاح دارد. اسلام براي حفظ هويت انساني آن نکاح را قبول دارد. گرچه از نظر اسلامي يک نوع فحشا محسوب مي­شود. تأکيد دارد بر اينکه انسان بدون خانواده معنا ندارد. حالا اينها روي جهالت، چنين خانواده­اي را تشکيل دادن. اين اهميت خانواده را نشان مي­دهد. معنايي که در جامعه سست شده است. حتي قرآن آيه بسيج ازداوج را مطرح مي­کند و تحقق آن را بر امت اسلام تکليف مي­شمرد. و أنکحوا الايمي منکم و الصالحين من عبادکم و امائکم. مي­فرمايد تمام مجردها را سامان دهيد. حتي مي­فرمايد اگر کنيز و غلام هم در منزل داريد، آنها هم بايد متأهل باشند. يعني مي­فرمايد مجرد در سن ازدواج ممنوع است در امت اسلام باشد. ممنوع است در حالت مجرد به سر ببرد. اين منشأ فساد است. تباهي است هم براي خودش، هم براي جامعه. اين دستور الهي است. همه بايد بسيج شوند، زباناً، بسيج فرهنگي تعيين کنند. بسيج آموزش، مشاوره، بذل مال بايد اقدامات جدي صورت بگيرد. سلامت جامعه به سلامت خانواده­­هاست. مي­فرمايد کانون امنيت خانواده با زنان تعريف مي­شود نه با مردان. آيه ازدواج آيه عجيبي است. درک عقلاني ما معمولاً اين است که در ازدواج يک تعامل دو طرفه شکل مي­گيرد که زن و مرد از يکديگر آرامش رواني مي­گيرند. اما خداي عالم مي­فرمايد: « و من آياته أن خَلَقَ لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها». فقط کانون امنيت خانواده زنان هستند. مردان در آغوش زنان امنيت پيدا مي­کنند. فرزندان در آغوش مادران امنيت پيدا مي­کنند. لتسکنوا اليها يعني زن را در محور امنيت بخشي است. مرد با روي آوردن به اين محور امنيت، امنيت پيدا مي­کند. يعني سلامت خانواده­ها با سلامت حضور زن در خانواده تعريف مي­شود. در دو شأن همسري و مادري. اگر مي­بينيم آسيب­هاي اجتماعي جديد در جامعه، وجود دارد، اول بايد اين کانون را درست کنيم. يعني اختلال در اينجا رخ داده. امر همسري سلامتش را از دست داده و امر مادري هم همچنين. اگر قرآن را بخواهيم به فارسي روان مطرح کنيم، در مورد زن و مرد تعريف قرآن اين است. زن پناه مرد يعني شوهر و فرزندان در خانه هست. و مرد پناه زن و فرزندان در جامعه. آيۀ الرجال قوامون مي­گويد مرد پناه زن و فرزندان در جامعه است. اما بر عکس آن در داخل خانه اين زن است که پناهگاه فرزندان و شوهر است. اين پناهگاه بايد سلامتش تضمين شود. شأن همسري و مادري يک شأن ملکوتي است. تضمين امنيت رواني همسر و فرزندان است. و تضمين امنيت جامعۀ بشري هويت سالم خانوادگي با هويت سالم زن معنا پيدا مي­کند. پايگاه اساسي زن منزل است با اين دو شأن که از نظر اسلام دو تا شغل هم هست. شغل همسري و مادري و متأسفانه حضور زن در خانواده به عنوان شأن همسري و مادري شغل محسوب نمي­شود، بيکاري است. اين اهانت به زنان است. اين ريشه­کن کردن و حذف سلامت خانواده و اساس خانواده است. اولين هويت زن از نظر اسلام با تأهل و رسالت همسري و مادري­اش تعريف مي­شود. بالاترين افتخار جامعه اسلامي از آن زنان است. با اين دو شأن، خانمي آمد خدمت امام جعفر صادق(ع)، مطرح کردند اني امراۀ مُتِبَطِّلَه. يابن رسول ا... من زن متبطِّله هستم. حضرت فرمود: تَبَطُّله؟ خوب مي­داند حضرت تبطلت يعني چه، متبطله يعني زني که مجرد است و نياز به همسر ندارد. من راه راهبه­ها را دارم طي مي­کنم. حضرت خواست خود خانم جواب دهد. بله من احتياجي به همسر ندارم و مستقلم. حضرت فرمود اگر در اين تَبَطُّل فضيلتي بود قبل از شما حضرت زهرا(س) به اين صفت متصف مي­شد. تجرد ارزش نيست. اين تأهل است که ارزش انساني و اساسي دارد. ديدگاه اسلام اين است. دغدغه اسلامي آن قدر زياد است که اشاره شد که مي­گويد خدمتکار منزلت هم بايد متأهل باشد. اين تأکيد، معنايش اين است است که تکليف اجتماعي مؤمنين و مؤمنات دارند. حکومت اسلامي تکليف دارد امر تأهل را تسهيل کند. همکاري امت و دولت بايد اين بستر را فراهم کند. والا نمي­شود از سلامت خانواده و زن صحبت کرد. حرف­هاي بي­پايه است اگر بخواهيم بدون تأهل اين مسائل را مطرح کنيم. پس حضور اجتماعي زنان از نظر اسلام شغل دوم حساب مي­شود نه شغل اول. کساني که فعاليت اجتماعي زنان را شغل اول تعريف مي­کنند، با حذف خانواده دارند اين مسأله را نگاه مي­کنند. الا اينکه شغل همسري و مادري براي خانم­هي ما عزت و کرامت ندارد، چرا؟ اين را بايد تجزيه و تحليل کرد. اگر ما به وظايف فقهي ـ حقوقي زنان در جامعه توجه کنيم و به وظايف فقهي ـ حقوقي مردان در خانواده، با پديدۀ عجيبي مواجه مي­شويم که اين هم معجزۀ قانونگذاري اسلام است. خانم­ها چهار وظيفه واجب شرعي بيشتر ندارند. الباقي وظايف اخلاقي است که دارند انجام مي­دهند. حق همسري را خانم بايد ادا کند، اموال و امکانات همسر را حفظ کند، به حراج ندهد. چهار تا وظيفه بيشتر ندارد. الصالحات قانتات، قانتات به دو وظيفه اشاره مي­کند، حافظات للغيب بما حَفِظَ الله حافظات هم دو تا وظيفه را اشاره مي­کند. مي­شود چهار تا. حفظ شخصيت شوهر و اسرار زندگي در آشکار و پنهان و حفظ امکانات زندگي. حتي مادري را خداي عالم وظيفۀ فقهي زنان تعريف نکرده. خدا وقتي با مردها حرف مي­زند، مي­گويد اين خانم چهار وظيفه فقهي بيشتر ندارد حواست را جمع کن، وظيفۀ مادري، تأمين امنيت خانواده، غذا پختن، لباس شستن، اين مسائل هم اخلاقي است. به مرد مي­گويد حواست را جمع کن هفتاد –هشتاد درصد وظايف خانم واجبش نيست، مي­تواند انجام ندهد. از طرف ديگر مردها را متوجه شأن اخلاقي حضور خانوادگي زنان مي­کند که هميشه مردان مديون زنان باشند. شرمنده زنانشان باشند. خداي عالم مي‌گويد، اين زن دائماً دارد به شما احسان مي­کند. از اين طرف مرد را شرمندۀ زنان قرار مي­دهد، از آن طرف به زنان مي­گويد زنان، شخصيت شما بالاتر از اين است که که در حد فقهي ـ حقوقي مسائل خانواده را نگاه کنيد. شما شخصيت ملکوتي داريد، انساني به مسأله نگاه کنيد. اخلاقي نگاه کنيد. به همين جهت آمده که اساساً «والوالدت يُرضعن اولدهن حولين کاملين». مي­گويد اصلاً عجيب است به مادر بگوئيد، مادر بچه­ات را شير بده، به شوهر مي­گويد، مي­تواند شير ندهد، وظيفۀ فقهي­اش نيست. حتي به مادر بخواهي بگويي، مادر بچه­ات را بگير شير بده، عيب است، اهانت به خانم­هاست. خود مادر تکليفش را مي­داند، لازم نيست کسي ديگر به او بگويد. يعني وقتي با مردها حرف مي­زند، شأن فقهي خانم­ها را به رخ مردها مي­کشد که اينها تا اين حد وظيفه دارند. بيشتر اگر انجام بدهند اخلاقي است، بزرگواري است. دارند احسان مي­کنند، احسان هم چي مي‌خواهد، هل جزاء الاحسان إلّا الاحسان به مرد مي­گويد، احسان کرد، جوابش را بده مروت نشان بده، مروت از مردها سزاوارتر است تا زنان. تو مرد خانه­اي. اين اثرش چيست؟ دو تا اثر براي مردها دارد. يکي در کلام و دوم برخورد رواني دائماً شرمندۀ خانمش و بدين ترتيب است که زن احساس عزت و کرامت مي­کند. از نظر اقتصادي هم بايد رضايت قلبي زن را به دست آورد. و اين غير از نفقه است. اين دو معنا اختلال پيدا کرده. زنان در خانه احساس عزت نمي­کنند، مي­روند تا کارمند اداره شوند. يک حقوق ماهيانه به دست آورند تا احساس هويت کنند.
تا بتواند آن رسالت کانون امنتي خانواده بودن را به نحو احسن ايفا کند. اين تعبير اسلام را که مي­گويد الرجال قوامون علي النساء اين تشبيه استعاري است. زندگي را به يک خيمه تشبيه کرده. خانم و بچه بدون هيچ دغدغه­اي امنيتي دارد، امنيت را مرد بايد ايجاد کند. نه مشکل اقتصادي که فکرش بخواهد مشغول باشد. فکر زن بايد از اينها آزاد باشد تا رسالت تربيتي انسان­ها را انجام دهد.
الرجال قوامون ايستاده دارد پاسداري و حفاظت مي­کند. خانم بدون دغدغه امنيتي و اقتصادي بايد در داخل خانواده به رسالت تربيتي و امنيت بخشي­اش توجه کند. اين بالاترين شغل الهي است. شغل انسان­سازي است. بالاترين عزت و کرامت عالم را اين شأن دارد. به مردان هم در سوره مبارکه نساء مي­فرمايد: و اذا حُييّتُم بتحيَّۀ فَحَيّوا بِاَحسَن منها و أوْ رُدّوها. اگر کسي به شما يک هديه­اي تحيت کرد زباني يا عملي جوابش را بهتر بدهيد. فحيوا باحسن منها. اگر احسن نمي­تواني او رُدّوها، لااقل مساوي جوابش را بده. خدا همه چيز را به حساب مي­کشد. ان ا.. علي کل شئ حسيبا همه اينها حساب کتاب دارد و خدا به حساب مي­کشد. اگر 70% ـ 80% کارهاي خانم­ها در خانه اخلاقي است مرد بايد پاسخش را بدهد. اگر جيب مرد خالي است با زبان و اخلاق اين کار را انجام دهد. از نظر اقتصادي هم مرد بايد پاسخ زحمات مستحب زن را از نظر اقتصادي بدهد. اشتغال شغل سوم زنان است. شغل اول و دومشان همسري و مادري است که با تأهل زن بايد از دغدغۀ اقتصادي خارج شود. صاحب ثروت شود. فعاليت اجتماعي براي ابراز هويت انساني­شان در جامعه است نه براي کب اقتصاد. نه براي تأمين نيازهاي اقتصادي­شان. حالا خانم در جامعه رسالت انساني الهي­اش را مي­خواهد ايفا کند. اولين حوزه­اي که خانم­ها بايد خودکفايي ايجاد کنند، حوزۀ مخصوص خودشان است. آموزش و بهداشت. عالي­ترين مراتب اين دو شأن، زنان ما باديد خودکفا شوند. مسائل خاص خودشان را در اين دو حوزه عهده­دار شوند. اين شأن عاطفي رواني که خداي عالم در خانم­ها گذاشته ابراز تعليم و تربيت است و انسان­ها، در آيه­اي که در مورد زنان است مي­فرمايند که اين دستورات را به زنان براي تجلي­گاه اين دو اعظم الهي شوند «إن الله کان لطيفاً خبيرا» لطافت و خبرگي الهي. اين قابليت در زنان براي تجلي­گاه اين دو اسم شدن بيش از مردان است. چون شأن اساسي تربيتي ـ اخلاقي و رشد انسان­ها را بر عهده دارند. زنان مربي انسان­ها هستند. پس شغل­هاي اجتماعي هم عمدتاً بايد در اين راستا مورد تأکيد واقع شوند. بحث استعداد يک مسأله است. بحث پاسخ به نيازها مسأله اساسي­تري است. معلمي بالاترين شغل است. رشته­هاي علوم تربيتي بالاترين شغل است. جايگاه شغلي زنان با پنج ويژگي زنان بايد تناسب داشته باشد. دو تا ويژگي زنان در جسمشان دارند سه تا ويژگي رواني دارند. اين جايگاه شغلي را جهت مي­دهد. يک از حيث جسمي، خوب ظرافت جسمي دارند. و جذابيت و زيبايي دارند. اين دو فاکتور، در جايگاه شغلي اثر مي­گذارد. کار خشن کار خانم­ها نيست. با فيزيکش جور در نمي­آيد. کارهاي نظامي و خشن مال مردان است نه مال زنان. اين ظلم به زنان است. اميرالمؤمنين مي­فرمايد: المراۀ ريحانۀ ليست بِقَهرَمانه. زن به کار زد و خورد و اين مسائل نمي­آيد. هويت انساني با تأهل معنا پيدا مي­کند هم براي پسران و هم براي دختران. والا بحران روحي ـ رواني مي­آورد. در بستر تجرد هيچ بذري رشد نمي­کند. چرا گفتند دو رکعت نماز متأهل بالاتر از 70 رکعت مجرد است. چرا؟ اصلاً مي­گويند مجرد تعادل رواني ندارد. در سن ازدواج و بلوغ، نمي­تواند تعادل داشته باشد. شهيد مطهري مي‌فرمايند: آنها که در عرفان رشد کرده و به مقامات عالي رسيدند ولي مجرد بودند، يک مثال از استاد خودشان مي­زنند يکي با کمال رشد به ظاهر معنوي که کرده بود گاهي يک حرکات بچه­گانه ازش سر مي­زد. شهيد مطهري مي­گويد تفسير من آيت است که اين شخصيتش که لق مي­زند چون متأهل نبوده. يک نقص پيدا مي­کند و با هيچ برنامه ديگري اصلاح نمي­شود. يعني يک قوام شخصيتي ازدواج در اين است که از هيچ راه حاصل نمي­شود. از نظر اسلام تقوي مثلثي است. مثلت تقوي کسي شکل گرفته و کامل است که اين سه را داشته باشد. يک تقوي را که خدا خودش داده. تقوي فطري. فالهمها فجورها و تقوئها. تقواي خدادادي که نبايد صدمه بخورد. يک تقواي ديني و يک تقواي ازدواج. چون تقواي فطري را خدا به همه داده، روايت آنرا حساب نمي­کند. مي­ماند دو تقوي، وزن اين دو تا تقوي نسبت به هم چقدر است؟ فرمودند نصف تقوي مال ازدواج است. نصف تقوي مال برنامه­هاي عبادي ديگر. الله اکبر. «من تزوَّج فقد اَحَرَز نصف دينهِ فليَتَّقِ الله في النصف الباقي». مي­گويد نصف تقوي با ازدواج سالم درست مي­شود يک مجرد هرگز نمي­تواند تقوي کامل پيدا کند. بحث حضرت مريم. حضرت عيسي(ع)، حضرت يحيي(ع) جداست. آنها مسائل خاص بودند. آنها الگو نيستند. لا رهبانيۀ في الاسلام. آنها غرض­هاي بالغۀ الهي داشته که به همين جهت مورد بحث نيست. والآ خداود مي­فرمايد که انبياء همه متأهل بودند. و جعلنا لهم ازواجاً و ذريۀ. همه خانم بچه داشتند. اينها الگو هستند. همچنان که پيامبر و 14 معصوم چنينند. پس بايد توجه کنيم فعاليت اجتماعي زنان نبايد تخريب جايگاه خانوادگي کند. والا اين شغل فسادآور است. اين سلامتي ندارد ولو از نظر اجتماعي بگوئيم اين زن موفق است. اسلام مي­گويد، توسعه همه جانبه. بعد مادي و معنوي را هم بايد بدانيم. سود و زيان را در قلمرو دنيا و آخرت با هم ببينيم تا محاسبه کنيم ضرر کرديم يا سود کرديم. در روان­شناسي شخصيت، انسان با شغلش تبادل تأثير و تأثّر دارد. حتي اثر روحي و رواني روي انسان دارد. شغل­هاي خشن فرد را با صلابت­تر و زمخت­تر مي­کند. زن آن لطافتش را از دست مي­دهد. اسلام مي­گويد شغل اول همسري شغل دوم مادري اين شغل سوم. شغل سوم وقتي شد بايد تقسيم ساعت باشد. ميزان حضور مي­شود يک سوم. از نظر خانوادگي، شغل همسري و مادري بايد پشتوانه اقتصادي خانم را تضمين بکند. براي در آمد وارد جامعه نشود. ساعت کاري خانم بايد شود يک سوم. اگر در تربيت معلم آقا 30 ساعت وقت مي­گذارد خانم بايد 10 ساعت وقت بگذارد. 20 ساعتش براي شغل همسري و مادرش­اش است. سيستم مديريت زنان در اجتماع بايد تغيير کند چون رسالت همسري و مادري دارند. تحقيق علمي کردند خانم متأهل که فرزند ندارد بيش از 50 ساعت در هفته کار مي­کند. ساعت کار آقايان استخدام رسمي مثلاً 40 ساعت است حداکثر 48 ساعت براي کارگران بگيريم. خانمي که فقط همسر دارد، هنوز مادر نشده بيش از 50 ساعت کار مفيد در خانه مي­کند. بعد گفتند صاحب اولاد که مي­شود، ساعت کارش به 70 ساعت در هفته مي­رسد. اگر ما زنان را تکريم کرديم بگوئيم اين شغل همسري و مادري شماست. صاحب در آمديد. علاوه بر نفقه که بايد آنرا تأمين کنيم که ديگر به اين راحتي خانم­ها وارد اداره نمي‌شوند. زن اگر بداند در شغل همسري و مادري صاحب درآمد است، حتي گاهي احساس مي­کند ديگه وقت فعاليت اجتماعي ندارد. چون خانواده خودش يک اجتماعي کوچک اساسي است. يک تعادل بين فعاليت خانوادگي و اجتماعي زنان بايد ايجاد شود. آموزش و پرورش بايد سه برابر مردان زنان را استخدام کند. چون ساعت کارشان مي­شود يک سوم. در بهداشت و درمان حداقل بايد سه برابر پزشک زنان داشته باشيم سه برابر پرستار و . . . کلي خانم­هاي ليسانسه تحصيل کرده که الان در خانه نشسته‌اند و شغل ندارند، شاغل مي‌شوند.
وقتي 70% دانشجويان ما خانم است، يعني در مقابل 30% دانشجوي مرد داريم، ­يعني در امر تأهل و ازدواج 40% خانم­هاي تحصيل کردۀ ما شوهر مناسب ندارند. فاجعۀ وحشتناکي است. حالا اين 40% حاضر مي­شوند با آقايون کمتر از خودشان از نظر تحصيلات ازدواج کنند؟ خوب ازدواج نمي­کنند. يعني بالارفتن تحصيلات خانم­ها مساوي است با گسترش فحشا و منکرات. زنان دو ويژگي در جسمشان دارند. ظرافت و زيبايي، زيبايي هم مي­گويد زن در حوزۀ سازماندهي شغلي نبايد در محور ارتباطي مردان قرار بگيرد. اين جذابيت و زيبايي زن مي­گويد بايد حريم اين شخصيت زن در سازماندهي شغلي حفظ شود. سه ويژگي رواني هم دارد. تخيل قوي، عاطفۀ سرشار، حساسيت روحي شديد. اينها جاذبه شغلي­اش را تشخّص مي­دهد. حساسيت روحي شديد: صحنه­هاي تشنج­ آفريني، خشونت، به شخصيت زنان آسيب مي­زند. به همين جهت زن را براي جبهه و جنگ قرار ندادند. اسلام مي­گويد خانم تخليش قوي است، حساسيت روحي‌اش شديد است. محيط­هاي تشنج­ آفرين خشن، به شأن مادري و همسري آسيب مي­زند. يعني شغل سوم که اجتماعي است بايد در طول اين شغل تعريف شود اگر اين شغل اينها را تهديد کرد سالم نيست. شغل نظامي­گري، شغل­هاي خشن، شغل­هايي که ارتباطات گسترده با نامحرم دارد جاي زنان نيست. اين است که حضرت فاطمه زهرا(س) امام نمي­شود. غير از اميرمؤمنان از همه ائمه مقامش بالاتر است. اما امامت و پيغمبري شغل است. اين لزوماً درجه و مقامش را نشان نمي­دهد. بله شغل معصومين است. برتري مقام به مقام والايي است. ميزان ولايت الهي، مقام ولايي حضرت فاطمه زهرا(س) از يازده امام بالاتر است. اما شغل امامت ندارد. امامت براي مردان است. شغل مردان است. يعني برتري مقام لزوماً نمي­آورد نسبت به زن معصومه، حضرت مريم عذرا از نظر قرآن، مقامش از زکرياي نبي بالاتر است. چون يک مقام قربي را طي کرده که زکرياي نبي خبر ندارد. اصلاً زکريا متحير مي­شود، خدايا دختر معصومه 8 ـ 7 ساله مي­شود از من پيرمرد پيغمبر جلو بزند. زماني که با شخصيت حضرت مريم روبرو مي­شود و آن رزق آسماني از غيب مي­آيد و زکرياي نبي خبر ندارد هنوز حضرت مريم به سن بلوغ نرسيده بود. پس آني که ارزش ملکوتي دارد نه به نبوت است نه به امامت اينها شغل است. چرا شغل مردانه قرار داده شده چون در محور مرجعيت و ارتباطات وسيع با نامحرمان قرار مي­گيرد. جاي زن اينجا نيست. آسيب مي‌خورد و آسيب مي­زند. ولو حضرت فاطمه زهرا(س) باشد. مي­گويد مگر حضرت فاطمه نيامد با مردها درگير شد. عزيز من کي؟ وقتي مرداني در کار نبود در سقيفه وارد صحنۀ مردان شد لذا به شدت مشغول تربيت جامعه زنان بود. فرصت نداشت. زينب کبري(س) هم همينطور. زينب کبري را ما کي در برخورد سنگين با مردان مي­بينيم. در سن 56 سالگي در کربلا 56 ساله است قبل از آن ديده نشده در ميان محيط مردان ظاهر شود. چون اصلاً وقت ندارد. به شدت زنان جامعه به او احتياج دارند. در رشد و تربيت زنان به شدت فعال است. اصلاً فرصت ندارد.
عاطفۀ سرشار نقش تربيتي عظيمي دارد. خدا اگر تربيت بچه­ها را بعد از تولد به دست مردان مي­داد هيچ کس به سن بلوغ نمي­رسيد. مردان ظرفيت ندارند. معجزۀ خلقت است. زنان رحمة للعالمين هستند. به همين جهت مي‌گويد الجنۀ تحت اقدام الامهات. اين­ها تعارف نيست. حتي گاهي خاندان پيامبر هم اين مسأله را جدي نگرفتند. جاندان عمران، خانم عمران نبي، هنوز به شأن خودش واقف نيست. به شأن زن بودنش آنجور که بايد واقف باشد نيست. از خدا خواسته خدايا فرزند پسري به من بده که خدمت دينت را بکند. تصورش اين است که کسي که مي­خواهد وقف دين باشد حتماً بايد پسر باشد. دختر نمي­تواند وقف دين باشد. رب اني نذرت لک ما في بطني محورا. فرزند به دنيا مي­آيد دختر است. رب اني ولدتها انثا. خدايا من دختر به دنيا آوردم. مگر نيتم خالص نبود. پس چرا دختر به من دادي. اين نيتي که من داشتم را نمي­تواند به درستي تأمين کند. حتي مي­بيني در خاندان نبوت خانم درک درستي از شأن خودش ندارد. خدا مي­فرمايد والله اعلم با وضعت و ليس الذکر کالانثي. مادر اشتباه کردي. پسر که مثل دختر نمي­شود. در اخلاق، تربيت و دين­سازي. جامعه، کاري که دختر مي­کند کي پسر مي­تواند بکند؟ تتقبّلها ربّها بقبولٍ حسن و انبتها نباتاً حسنا. مادر به نحو احسن نيتت مستجاب شده اما شما مصداق اشتباه کردي. با دختر اين معناي عجيب محقق مي­شود. در شکل­گيري نطفه پدر سهيم است. نه ماه حکومت مطلقه از آن مادر است. به دنيا مي­آيد وابستگي شديدش هم که روشن است. شخصيت مادر به بچه منتقل مي­شود. مرد اگر بخواهد در اين بچه اثر بگذارد بايد بواسطه خانم باشد. رشد معنوي‌اش را بسترسازي کند تا بواسطه مادر بتواند اين بچه اثر بگذارد. يکه تاز اين صحنه مادر است. از دو تا 7 سالگي باز هم وابستگي شديد مال مادر است. هم دين مي­گويد هم علم که اساس شخصيت بچه 7 سال اولش شکل مي‌گيرد. تازه 7 سال دوم هم همينطور است. باز هم وابستگي به مادر تا سن بلوغ است. حتي پسرهايمان به مادر بيشتر وابسته­اند. پس سرونوشت عالم را زنان تعيين مي­کنند. چه بد چه خوب. نقش قاطع دارند. حالا بحث از حضرت فاطمه زهرا(س) شد. خوب مادر ائمه هم مقام عظيم الشاني داشتند. اصلاً مادر معصوم شدن مقام ملکوتي دارد. هر کس اين لياقت را ندارد. خودش بايد شخصيت برجسته باشد. مادر امام جعفر صادق(ع) جمع و جور شد. سرش را انداخت پائين. با ادب و احترام از مادربزرگ ياد کرد. اين يعني آقا امام جعفر صادق(ع) شاگرد مکتب حضرت فاطمه زهرا(س) هستند. نه تنها خود ائمه محصول وجود حضرت فاطمه­اند. مادران ائمه هم در مکتب حضرت فاطمه پرورده شدند. سند داريم. يکي در مورد مادر امام سجاد(ع) سند داريم يکي در مورد مادر امام زمان(عج). هر دو نقل کردند قبل از ازدواجشان با امام تحت تربيت حضرت فاطمه(س) بودند. با اينکه اين دو سابقه غير مسلماني داشتند ديدند با اسلام آشنا هستند . اسير جنگي­اند اما مسلمانند. تعجب کردند سؤال کردند شما اسلام را از کجا ياد گرفتي؟ در مورد حضرت نرجس خاتون داريم. فرمودند حضرت فاطمه زهرا(س) در خواب با ما تماس گرفت. فرمود شما عروس آينده من هستيد. فرزند امام از شما بوجود مي­آيد آمدم شما را تحت تربيت خودم بگيرم حضرت فاطمه فعال است. در رشد جامعه و شيعه. سوره مبارکه تکاثر پيامش همين است که اين حضرت فاطمه زهرا(س) است که جلوي دشمنان دين را گرفته است.
سورۀ کوثر از ملکوت حضرت فاطمه خبر مي­دهد. چون مي­گويد بسم الله الرحمن الرحيم. انا اعطيناک الکوثر. خيلي عجيب است. ما يک بيان اعطا داريم. اعطينا براي هيچ پيغمبري به کار نرفته جز پيامبر اسلام. در مورد پيامبران مي­گويد آتينا. اعطينا يعني دو دستي تقديم کردن. خدا مي­گويد ما دو دستي با احترام اين عطيه عظيم را به شما پيامبر تقديم کرديم. از مقام عظمتمان داريم اين را مي­دهيم. اينکه امام باقر(ع) مي­فرمايد: از نور عظمت خدا حضرت فاطمه خلق شد سندش اينجاست. اعطينا مي­گويد: اعطيتُ نمي‌گويد. نا يعني از مقام عظمت. يعني تجلي عظمت ماست در عالم اين وجود اين عطيه. اينکه يکي از اسامي حضرت فاطمه عطيه است از اينجا گرفته شده. اين عطيه عظيمۀ ما دو تا خاصيت عظيمه دارد. در جهت دين کوثر منبع خير عظيم براي همه جامعه بشري، مومنين و مؤمنات است. چه معصوم چه غير معصوم. چه پيغمبر چه امام ديگران. اين عطيه مگر چيست که يک عبارت و شغل مخصوص از او مي­خواهد. چون فصل لربک وانحر يک شغل مخصوصي است که خدا از پيامبر به خاطر اين نعمت عظيمه دارد. در مقابل هيچ نعمتي به پيامبر خدا انتظار از او نداشته است. به خاطر اين عطيه عظيمه که خداي تفضّل فرموده: خدايا مگر اين عطيه چه خاصيتي دارد؟ چه جايگاهي دارد که شما انتظار ويژه از پيامبر دارد. مي­گويد ان شانئک هو الابتر. اين عطيه سد راه دشمنان شده. دشمنان را ابتر کرده با دادن اين عطيه فاتحۀ دشمنان خوانده شد. و السلام. ابتر نه اينکه مقطوع النسل. چون اولين مصداق ابتر پدر عمروعاص است که يازده تا فرزند ناخلف داشت پيامبر از دنيا رفت حضرت فاطمه از دنيا رفت اميرمؤمنان شهيد شد، اما اين ناخلف­ها هنوز زنده­اند. اصلاً معني مقطوع النسل غلط است. اينهمه دشمنان زن و بچه دارند. نسل دارند. کي مقطوع شد. ابتر يعني چه همان معني که در بسم الله هست کل امرٍ ذي بال لم بُبدَاء بسم الله فهو ابتر. ابتر يعني به مقصد و هدف نمي­رسد. به نتيجه نمي­رسد. دشمنان تلاش و فعاليت مي­کنند. اهداف خطرناک دارند. به نتيجه نمي‌رسند. باعث به نتيجه نرسيدن اينها کيست؟ مي­گويد: حضرت فاطمه زهرا(س) الله اکبر! از طرفي معيارهاي ديني به ما مي‌گويد جلو دشمنان را بگيرند. يعني اثر وجودي امام زمان و امت مؤمن در رکاب امام زمان که براي حفظ دين و دفع دشمنان تلاش مي­کنند همه اثر وجودي­شان را خدا به حضرت فاطمه زهرا(س) مي­سپارد. مي­گويد محصول تلاش حضرت فاطمه است. سوره کوثر در پي اين است که بگويد دين بيمه شد. با دادن اين عطيه. تجلي­اش در تربيت ائمه است که پاسدار دينند. و هم در تربيت امت مؤمنه. يعني در تربيت امت مؤمنه هم حضرت فاطمه(س) سهيم است. يعني مادر مؤمنين مادر حقيقي به معناي دقيق کلمه. به اميد آنکه رسالت اين مادر الهي را درک و از آن بهره­مند گرديم.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
 
ليست سي دي هاي (آموزشي) موجود در بانک سي دي دفتر فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم

آ/1
کارگاه آموزشي جوان ودانشجو(1و2) تصويري
آ / 21
تجويد موسوي بلده 11 و12
آ /2
آشنايي با ادبيات معاصر          
آ / 22
تجويد موسوي بلده 13و14و15
آ /3
شناخت سينما ( تصويري )
آ / 23
تجويد موسوي بلده 16و17
آ /4
آشنائي با ICT
آ /24
تجويد موسوي بلده 18و19
آ / 5
آموزش تجويد استاد علّامي
آ / 25
تجويد موسوي بلده 20
آ /6
آموزش صوت ولحن استاد خاکي
آ / 26
آموزش مقامات تدوير وتحقيق استا خاکي mp3
آ / 7
آموزش ICDL
آ / 27
آموزش صوت ولحن استاد دغاغله
آ /8
آموزش قرآن
 
 
آ /9
آمو.زش تجويد استاد ستوده نيا
 
 
آ /10
آموزش صوت ولحن استاد مسگري 
 
 
آ /11
آموزش تجويداستاد فاطمي
 
 
آ /12
پايان نامه هاي علوم قرآن وحديث
 
 
آ /13
تجويد عملي سيد محمد جواد سادات فاطمي
 
 
آ /14
کتاب گويا
 
 
آ /15
راز آفرينش
 
 
آ /16
آموزش نغمات والحان تدويروتحقيق
 
 
آ /17
تجويد موسوي بلده 1و2
 
 
آ / 18
تجويد موسوي بلده 3و4و5
 
 
آ / 19
تجويد موسوي بلده 6و7و8
 
 
آ / 20
تجويد موسوي بلده 9و10
 
 
 


ليست سي دي هاي (متفرقه) در بانک سي دي دفترفعاليت هاي قرآني دانشگاه قم

م/1
درمحراب عشق (نمازها)
م/33
مسابقات قرآن
م/2
مداحي آذري
م/34
نوزدهمين جشنواره ملي قرآن
م/3
غبار روبي وانفجار آستان قدس رضوي
م/35
جشنواره شعر و داستان
م/4
ادواردو آنيلي
م/36
مديريت فعاليت هاي قرآني 
م/5
مداجحي ( اي قلم )
م/37
مسابقاتن قرآن ( اصفهان ) 83
م/6
استان اردبيل (نرم افزار )
م/38
همايش سودمندي وارزشمندي
م/7
ما را دعا کنيد
م/39
عکس هياي اردوي وسف ( کارکنان )
م/8
فرياد مظلوميت
م/40
پايان نامه هاي قرآني
م/9
هجوم خاموش
م/41
تواشيح منتخب
م/10
معرفي دفتر فعاليت هاي قرآني
م/42
آرشيو عکس
م/11
شهادت آب
م/43
نشريه قرآني الم
م/12
فصل آگاهي
م/44
بازديد از نمايشگاه قرآن 86
م/13
همراه با بقيع
م/45
کليپ دفتر فعاليت هاي قرآني
م/14
شبي با قرآن
م/46
تواشيح گروه قمر بني هاشم
م/15
جشن دانش آموختگان غير ايراني
م/47
محفل انس با قرآن کريم مهر86
م/16
آثار علامه عسگري
م/48
محفل انس با قران کريم با حضور               استاد پرهيزگار
م/17
ستاره هاي آسمان ( همخواني )
م/49
عکس هاي محفل انس با قرآن کريم 86
م/18
عصر قرآن 
م/50
تواشيح آل ياسين دفتر فعاليت هاي قرآني
م/19
طائل
م/51
خاک آسماني
م/20
عکس هاي مربوط به فتنه يهود
م/52
تمناي شهادت
م/21
عکس هاي نمايشگاه قرآن
م/53
مسابقات قرآن آذر 86
م/22
عکس هاي شيراز
م/54
قرآن وجنين شناسي
م/23
عکس هاي مراسم علوم قرآن
م/55
PDF مسابقات قرآن وعترت
م/24
عکس هاي کانون قرآن
م/56
تواشيح وهمخواني آقاي علي زاده
م/25
عکس وفيلم اردوي قرآن
م/57
 ويران کننده خاموش
م/26
عکس هاي کانون شعر و ادب
م/58
طرح پوستر مسابقات
م/ 27
گزارش تصويري دومين گردهمائي دبيران شوراهاي فرهنگي
م/59
دوربين CANON
م/28
فيلم کانون قرآن
م/60
نجوم وژئوماتيک ( قرآن وعلوم روز)
م/ 29
نشست دوم مجمع کانون هاي قرآن وعترت دانشجويان (شيراز)
م/ 61
ابتهال
م/ 30
نشست سوم مجمع کانون هاي قرآن و عترت دانشجويان (مازندران )
م /62
تواشيح ، دعاي آل ياسين ، سخنرانئي درجمع مردم کرمانشاه ـ جوا فروغي
م/31
جشن ميلاد امام حسن (ع) دانشگاه قم
 
 
م/32
اولين جشنواره ثقلين
 
 
 
ليست (فيلم هاي) موجود در بانک سي دي دفتر فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم

ف/1
سينوهه
ف/19
طباطبا يي ـ سليمان(ع) وعيسي (ع)
ف/2
کتاب آفرينش
ف/20
طباطبايي ـ مکه معظمه
ف/3
کشتي نوح
ف/21
طباطبا يي ـ يوسف (ع)
ف/4
محمد رسول الله
ف/22
طباطبا يي ـ يوسف (ع) وزلخيا
ف/5
ده فرمان
ف/23
طباطبايي ـ سليمان (ع) ويوسف (ع)
ف/6
امام علي ( ع)
ف/24
ادواردو
ف/7
روز واقعه
ف/25
حضرت هود (ع)
ف/8
حضرت ايوب (ع)
ف/26
فيلم انيميشن محمد رسول الله
ف/9
مسافر ري
ف/27
قرارسبز ( شفا يافتگان )
ف/10
اصحاب کهف
ف/28
حضر صالح (ع)
ف/11
حضرت ابراهيم (ع)
ف/29
نواي انتظار
ف/12
امام حسن (ع)
ف/30
قصّه هاي پيامبران
ف/13
مريم مقدس
ف/31
کليد اسرار                                           مادر برکت زندگي ـ پاسخ به نداي انتظار
ف/14
(کافي) ملاقات با امام زمان (ع) ـ آشناي غريب ـ مرد کاشاني ـ مقدس اردبيلي  
ف/32
کليد اسرار (سقط جنين ـ حج مقبول)
ف/15
(کافي) اصحاب کهف ـ جنگ جمل ـ پاداش
ف/33
کليد اسرار ( آخرين آرزو ـ راز ايمان )
ف/16
(کافي) هنده ـ طفلان ـ مسلم ـ انار
ف/34
کليداسرار                                       نعمتي که در زد ـ راننده صالح
 
ف/17
کربلائي کاظم
ف/35
حضرت ابراهيم خليل الله
ف/18
سوره نبأ (خبر بزرگ)
ف/36
مستند سيره عملي امام روح الله
 
ليست (قرائت هاي) موجود در بانک سي دي دفتر فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم

ق/1
ترتيل استادسعيديان
ق/42
مجلسي عبدالباسط
ق /2
استاد کريم منصوري
ق/43
مجلسي استاد غلو ش
ق /3
اساتيد منصوري ورضائيان
ق/44
مجلسي متولي
ق / 4
اساتيد عبدالباسط ومنشاوي
ق/45
بسيوني ـ سعيديان ـ صياف زاده ـ علوي ـ ربناي استاد شجريان 
ق /5
استاد شاطري
ق/46
شحات ـ شعيشع ـ بسيوني ـ علوي
ق /6
ورش استاد حصري
ق/47
شحات ـ بسيوني
ق /7
ترتيل استاد پرهيز گار
ق/48
ترتيل کل عباس امام جمعه
ق /8
استاد عبدالرحمن القاسم
ق/49
قرآن مجلسي عبدالباسط
ق /9
اساتيد عبدالباسط وطبلاوي
ق/50
قرائت غلوش
ق /10
ترتيل استاد عبدالباسط
ق/51
حزب به حزب منشاوي
ق /11
قرائت مجلسي استاد منشاوي
ق/52
قصارالسور شحات انور
ق /12
ترتيل سوره به سوره منشاوي
ق/53
قرائت بسيوني ـ متولي ـ مصطفي ـ شحات ـ طاروتي
ق /13
ترتيل جزء به جزء استاد منشاوي
ق/54
تحقيق کل قرآن از عبدالباسط
ق /14
آموزشي استاد حصري
ق/55
تحقيق کل قرآن ازمنشا وي
ق /15
ترتيل استاد عبدالرحمن
ق/56
گلچين تلاوت مصطفي ـ منشاوي ـ عبدالباسط ـ شحات
ق /16
قرائت استاد عبدالباسط
ق/57
قرائت محمد الليثي
ق /17
استاد فروغي
ق/ 58
قرائت قراء ايراني
ق /18
ترتيل کل استاد سعد الغامدي
ق/ 59
تلاوت خردسالي واحدي فقيه
ق /19
ترتيل کل استاد شاطري
ق/ 60
گلچين تلاوت ها + محمد الليثي
ق /20
3 بار تکرار 1و30 استاد پرهيزگار
ق/49
قرآن مجلسي عبدالباسط
ق /21
غلوش ـ صياد ـ شحات ـ طبلاوي ـ شعيشع
ق/50
قرائت غلوش
ق /22
مسلم ـ نعينع ـ سيد سعيد ـ بسيوني ـ اسماعيل ـ منشاوي
ق/51
حزب به حزب منشاوي
ق /23
عبدالباسط ـ منشاوي ـ نعينع ـ اسماعيل 
ق/52
قصارالسور شحات انور
ق /24
ترتيل کل محمد جبريل
ق/53
قرائت بسيوني ـ متولي ـ مصطفي ـ شحات ـ طاروتي
ق /25
ترتيل کل استاد المحيسني
ق/54
تحقيق کل قرآن از عبدالباسط
ق /26
ترتيل کل استاد مطرود
ق/55
تحقيق کل قرآن ازمنشا وي
ق /27
ترتيل کل استاد محمد ايوب
ق/56
گلچين تلاوت مصطفي ـ منشاوي ـ عبدالباسط ـ شحات
ق /28
مجلسي عبدالباسط ـ منشاوي
ق/57
قرائت محمد الليثي
ق/29
مجلسي مصطفي اسماعيل
ق/ 58
قرائت قراء ايراني
ق/30
مجلسي استاد شحات
ق/ 59
تلاوت خردسالي واحدي فقيه
ق/31
مقامات قرائات برگزيده
ق/ 60
گلچين تلاوت ها + محمد الليثي
ق/32
انواع اذان
ق/ 61
قرائت نعينع
ق/33
تواشيح وهمخواني جزء 30 استاد عليزاده
ق/ 62
گلچين تلاوت
ق/34
مجلسي غلوش ـ منشاوي
ق/ 63
مکه معظمه ( طباطبائي)
ق/35
دباغ ـ فروغي ـ نوجوان عبداللهي
ق/ 64
حاج ميثم تمّار+ سيد حسنين الحلو
ق/36
منصوري ـ صياف زاده
ق/ 65
قراء مشهورجهان اسلام
ق/37
فرزند شحات ـ متولي ـ مير لوحي 
ق/ 66
قرائت شحات محمد انور
ق/38
منصوري ـ غلوش
ق/ 67
الحان قرآني 
ق/39
فرزند شحات ـ منصوري مسابقات
ق/ 68
شحات محمد انور  mp3
ق/40
روخواني استاد ياري گل
ق/ 69
گلچين تلاوت ها
ق/41
صياد ـ عکاشه ـ شحات
ق/ 70
نعينع + شبيب
 
 
ق/ 71
شحات محمد انور
ق/ 72
تلاوت تصويري : حامد شاکر نژاد انورشحات ـ هاشم روغني ـ عبدالفتاح طاروتي
 
ق/ 73
قرائت شحات سوره اسراء و فرقان 
 
ق/74
شحات (1)
 
ق/ 75
شحات (2) فصلّت ـ فتح
 
ق/ 76
( نواي آسماني )
گلچين محافل قرآني ـ دارالقرآن الکريم آستان قدس رضوي
 
ق/ 77
قرائت آموزشي ـ حصري 2
 
ق/ 78
قرائت محمد الليثي 5048
 
ق/ 79
قرائت قرآن ـ نوجواني ـ مالزي               جواد فروغي
 
ق/80
قرائت قرآن ـ جواني ـ جواد فروغي
 
ق / 81
(ارتباط تلفني با شبکه جهاني سحر) گفتگو به همراه قرائت قرآن وتواشيح از جواد فروغي
 
 
ليست (سخنراني) هاي موجود در بانک سي دي دفتر فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم

س/1
شرح نهج البلاغه (نصاري)
س/21
انتخاب همسر (انصاريان )
س/2
زن ومرد (انصاري)
س/22
نماز مدرسه معرفت ( انصاريان )
س/3
سيماي پارسيان (انصاري)
س/23
الهي قمشه اي
س/4
تفسير سوره حجرات (انصاري)
س/24
محمد حسين طباطبا ئي
س/5
مباني مهدويت (انصاري)
س/25
مصاحبه با آقاي بيابانپور
س/6
پرسش وپاسخ (انصاري)
س/26
نصايح بهجت
س/7
محوريت امام صادق (ع) (انصاري)
س/27
قرآن ودرمان وتغذيه (دکتر خدادادي)
س/8
تجلي امامت درقدير (انصاري) 
س/28
پرسش وپاسخ (دکترخداداي)
س/9
پايان دوران ومفهوم شناسي آخرالزمان وآخرالزمان ازنگاه ايران ويونان
س/29
طرح رحيق سال 83
س/10
پايان دوران ازنگاه اساطير ملل
س/30
استاد مطهري ( 24 ساعت)
س/11
پايان دوران ازنگاه هندو و زرتشت
س/31
آخرالزمان ، ايران وايرانيان ودو فتنه يهود ازديدگاه قرآن
س/12
پايان دوران ازنگاه يهود ومسيحت
س/32
دکتر احمدي نژاد
س/13
پايان دوران وپيشگوئيها
س/33
پندهاي پيامبر به ابوذر(آيت الله مصباح)
س/14
پايان دوران ازنگاه بودائيان و علمي
س/34
شيخ محمود دولت آبادي ( اولياء خدا)
س/15
پايان دوران واماکن مقدّس
س/35
آقايان فاضل وناصرزاده ( ترکي )
س/16
پايان دوران وسينما
س/36
خسرو شاهي ( ترکي )
س/17
پايان دوران واسلام ونشانه هاي ظهور
س/37
گامي به سوي تدبر (  (13 cd
س/18
پايان دوران واسلام انتظار فرج 
س/38
سليمان (ع) وعيسي ( ع) (طباطبايي)
س/19
هويت زن مسلمان
س/39
رابطه انسان با جن (دکترنقي پور)
س/20
ويژگي شيعه (انصاريان)
س/40
مکه معظمه (طباطبا يي)
س/41
غلو در روايات ( نکونام ـ عابدي )
س/ 51
سخنراني درجمع دانشجويان اساتيد و دانشگاه از ـ جواد فروغي
س/42
فرياد قرآن ( قرائتي )
س/ 52
سخنراني انگليسي ـ کنفرانس وحدت اسلامي هنگ کنگ ـ جواد فروغي
س/43
يوسف (ع) طباطبايي
س/ 53
توصيه هاي مقام معظم رهبري                  20 سال همگام باانقلاب اسلامي ـ گوشه هايي ازتلاش مستمر درعرصه ترويج فرهنگ قرآني
س/44
يوسف ( ع) و زلخيا (طباطبايي)
س/ 54
الگويي برايي فردا ـ بخشي ازپيام سوره يوسف (ع) به زبان فارسي ـ نمونه اي از نوآوري وشکوفايي فرهنگ قرآني درشبکه هاي ماهواره هاي ( زبان انگليسي ، عربي ، فارسي ) تايلند
س/45
حقوق و تکاليف زن ومرد
س/ 55
سخنراني انگليسي ـ رمضان 1387 تايلند ـ عفو وگذشت ازديدگاه قرآن کريم با استاد و بهره مندي ازسوره مبارکه حضرت يوسف (عليه السلام )
س/46
گناهان کبيره دستغيب
 
س/47
گفتمان قرآني پيرامون آيه تطهير
 
س/48
سلسله دروس اخلاقي استاد تهراني و استاد مظاهري
 
س/49
فيزيک ستارگان وجهان هستي
 
س/50
سليمان (ع) ويوسف (ع) ـ طباطبايي
 
ليست (نرم افزار) هاي موجود در بانک سي دي دفتر فعاليت هاي دانشگاه قم

ن/1
سلام
ن/20
مدينة العلم
ن/2
اقراء
ن/21
مناسک عمره مفرده
ن/3
دبستان قرآن
ن/22
عترت امام علي (ع)
ن/4
بي قرار قرآن
ن/23
عترت امام مهدي (ع)
ن/5
اخلاص
ن/24
عترت حضرت فاطمه (س)
ن/6
الرحمن
ن/25
عترت امام حسن (ع)
ن/7
کريمه
ن/26
عترت امام حسين (ع)
ن/8
نساء
ن/27
عترت پيامبر اعظم (ص)
ن/9
حديث آخر
ن/28
عترت امام صادق (ع)
ن/10
دانشنامه جامع نهج البلاغه
ن/29
هدي
ن/11
روش تدريس قرآن کريم
ن/30
سرزمين علامتها
ن/12
مفاتيح الجنان
ن/31
المائده (1)
ن/13
باورسپيد
ن/32
المائده (2)
ن/14
منتهي الامال
ن/33
تفسير جامع
ن/15
صبا
ن/34
اميرالمومنين و نسيم شهادت
ن/16
کوير
ن/35
امام حسين (ع) و امام زمان(ع)
ن/17
جامع التفاسير
ن/36
احکام
ن/18
حافظون
ن/37
دانستني هاي قرآن
ن/19
موعود
ن/38
ترجمان قرآن
ن/39
دنياي حيوانات
ن/61
نيايش
ن/40
رشاد
ن/62
نغمه وحي
ن/41
ولاء امام حسين (ع)
ن/63
مثنوي معنوي
ن/42
نورالجنان
ن/64
جامع التفاسير
ن/43
قرآن حکيم / تفسير عجم
ن/65
بحار الانوار (معجم موضوعي)
ن/44
سراي ديگر
ن/66
صوت الاذان
ن/45
حکايت
ن/67
جامع الاحاديث
ن/46
برنامه کامل قرآن
ن/68
شاهنامه فردوسي
ن/47
ياس کبود
ن/69
برنامه چليپا + نور
ن/48
آشنائي با دانشگاه قم
ن/70
نورالجنان
ن/49
پايگاههاي قرآني اينترنت
ن/71
قرآن دراينترنت
ن/50
حليه المتقين
ن/72
مديحه
ن/51
کوثر
ن/73
جامع فقه اهل البيت
ن/52
يادگار
ن/74
ترجمه گوياي فولادوند
ن/53
نبأ
ن/75
انوارهدايت
ن/54
قرآن جامع
ن/76
نورالانوار(2)
ن/55
باستان شناسي قرآن کريم
ن/77
عصر عاشورا
ن/56
روح الله (2)
ن/78
نورالقرآن
ن/57
حديقه الحروف عربي
ن/79
القاري ( عبدالباسط ـ پرهيزگار)
ن/58
احکام
ن/80
ترنم وحي
ن/59
کوثر
ن/81
 
ن/60
کوثر (ترتيل کامل عبدالباسط)
ن/82
 
 
 
زمينه هاي کاري 
دفتر فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم فعاليت هاي خود را در سه زمينه آموزشي، تبليغي و پژوهشي انجام مي دهد.
 
 1- آموزشي :
 الف ) با توجه به مصوبه شوراي آموزشي دانشگاه ، کليه دانشجويان مقطع کارشناسي در طول تحصيل ، موظفند در آزمون روخواني و روان خواني قرآن کريم شرکت نمايند تا در صورت عدم موفقيت با انتخاب پيش نياز ، در کلاس آموزشي قرائت قرآن کريم شرکت نمايند .
ب ) برگزاري دوره هاي تربيت معلم قرآن کريم در قالب کلاسهاي روش تدريس ، روخواني ،تجويد نظري و عملي ، تفسير، وقف و ابتدا و نغمه شناسي قرآن کريم است .
ج) تشکيل کلاسهاي تخصصي قرآن ويژه دانشجويان برگزيده  
د) در کلاس هاي حفظ به دانش پژوه هان گرامي ، روش هاي بهينه فراگيري حفظ قرآن کريم را مي آموزند و با حفظ کلام الهي ، قلبهاي خود را نوراني مي کنند . با مراجعه به کانون دانشجويي حفظ قرآن کريم و تکميل فرم ثبت نام و تشکيل پرونده زير نظر استاد حفظ قرآن به صورت حضوري و غير حضوري ، آيات قرآن کريم را مرور مي کنند .
 
2- تبليغي
 الف) برگزاري محافل انس با قرآن کريم :
دانشجويان عزيزي که به زمزمه و استماع آيات نوراني قرآن علاقه دارند ، هر هفته دوشنبه ها با حضور پر شور خود در محفل قرآني جلوه هاي نور و توجه به تعليمات استاد جلسه که معمولا از قاريان برجسته مي باشند ، اشکالات خود را برطرف مي نمايند . قرائت يک صفحه از قرآن کريم ، هر روز پس از اقامه نماز عصر برگزار مي گردد . مراسم شبي با قرآن ، همه ساله به همت رياست محترم دانشگاه در نيمه ماه مبارک رمضان ، مصادف با سالروز ولادت امام حسن عليه اسلام برگزار مي گردد، همچنين جلسات قرائت سوره واقعه در خوابگاه هاي دانشجويي برگزار مي گردد .
 ب) مسابقات قرآني ( دانشگاهي – سراسري )
 دفتر فعاليتهاي قرآني در اجراي مسابقات داخلي در زمينه تفسير و مفاهيم سوره هاي مختلف از              روش هاي نوين و ابتکاري استفاده مي کند .
 ج) برگزاري اردو ( علمي ، زيارتي ، سياحتي )‌
 دانشجويان فعال قرآن همه ساله در ماه مبارک رمضان جهت بازديد از نمايشگاه بزرگ قرآن کريم به تهران اعزام مي شوند .
د)برگزاري نمايشگاه قرآني
همه ساله به مناسبت ماه مبارک رمضان نمايشگاهي به مدت ده روز متشکل از کتاب ، قرآن هاي نفيس ، نوار ، نرم افزارهاي قرآن، آثار هنري و خوشنويسي در دانشگاه قم برگزار مي گردد .
 ه)‌ بانک نوار و نرم افزارهاي قرآني و کتابخانه
نوار خانه دفتر فعاليتهاي قرآني با بيشتر از 2200 نوار کاست ، نوار ويدئو و cd در زمينه ترتيل و تحقيق خواني اساتيد ايراني و مصري ، تواشيح آموزشي ، تجويد ، مداحي و سخنراني وعاظ مشهور (کافي ، انصاريان ، دانشمند ) ، تفسير استاد شهيد مطهري ، جوادي آملي ، انصاري ، شرح نهج البلاغه ، مداحي و فيلم هاي سينمايي آماده سرويس دهي مطلوب مي باشد .
 
3- پژوهشي
الف ) انتشارات
اين بخش جزوه هاي درسي و امتحاني در زمينه روان خواني ،‌وقف و ابتدا و نغمه شناسي قرآن کريم، تفسير سوره يوسف ، نمودار درختي مفاهيم سوره هاي قرآن ، قصص قرآني و شرح زندگاني چهارده معصوم عليهم السلام را تهيه مي نمايد.
 ب) برگزاري نشست هاي علمي
 با دعوت از صاحب نظران و انديشمندان علوم قرآني ، موضوعات مختلفي از قبيل :
1- حقوق و تکاليف زن و مرد از ديدگاه قرآن ( دکتر نقي پور فر و سرکار خانم ظهيري )
 2- نگاه قرآن به انديشه هاي فمينيستي (دکتر نقي پور فر)
 3- درمان و تغذيه در قرآن کريم ( مهندس خدادادي )
 4- باستان شناسي قرآن کريم ( دکتر بي آزار شيرازي )
 5- نقش ايران و ايرانيان و 2 فتنه يهود از ديدگاه قرآن کريم ( دکتر نقي پور فر)
 6- فيزيک ستارگان و جهان هستي در قرآن کريم ( دکتر اميدياني )  
 7- هويت زن مسلمان ( دکتر نقي پور فر )
 ج) فراخوان مقاله
د) جمع آوري چکيده پايان نامه ها
ه) جمع آوري آثار علمي اساتيد

فعاليت ها و برنامه هاي دفتر فعاليت هاي قرآني دانشگاه قم
 1-     شرکت در نشست دبيران کانونهاي قرآن و عترت سراسر کشور
 2-     برگزاري هفتمين نمايشگاه قرآن وعترت در دانشگاه قم
 3-     بازديد از نمايشگاه سراسري قرآن کريم در تهران
 4-     تشکيل جلسه جزءخواني قرآن کريم در ماه مبارک رمضان
 5-     تشکيل محفل قرآني جلوه هاي نور(بيستمين سال)
 6-     برگزاري مراسم شبي با قرآن به مناسبت ميلاد حضرت امام مجتبي (عليه السلام)
 7-     برگزاري آزمون قرائت قرآن کريم از دانشجويان دانشگاه
 8-     برپايي غرفه در دومين نمايشگاه سراسري قرآن و عترت دراستان قم
 9-     برگزاري مرحله دانشگاهي بيست و يکمين جشنواره ملي مسابقات قرآن دانشجويان سراسر کشور
 10-  نظارت و حمايت از برنامه هاي کانون دانشجويي قرآن و عترت
      10-1 کلاسهاي حفظ قرآن کريم
      10-2 برگزاري مسابقه اذان
11-  برگزاري بيستمين دوره مقدماتي و دهمين دوره تکمبلي تربيت معلم قرآن کريم
 12-  برگزاري نشست علمي پيرامون باستان شناسي قرآن کريم
 13-  برگزاري مسابقه فهم قرآن و هرمنوتيک از ديدگاه شهيد مطهري
 14-  برگزاري مسابقه خوشنويسي و کتابت صلوات
 15-   عرضه نرم افزار هاي قرآني
       15-1 سلسله بحثهاي "گامي بسوي تدبر در قرآن "
       15-2 ترجمان قرآن
       15-3 سلسله بحثهاي پايان دوران
 16-  معرفي دانشجويان حافظ قرآن کريم جهت دريافت جوايز از رياست محترم دانشگاه
 17-  تهيه قرآن کريم به خط بريل جهت استفاده دانشجويان نابينا
 18-  تهيه فهرست مطالب و چکيده پايان نامه هاي قرآني
 19-  ساير عملکردها
       19-1 تهيه بروشور دفتر فعاليتهاي قرآني (ضميمه)
       19-2 تهيه نمودارهاي آماري عملکرد دفتر فعاليتهاي قرآني (ضميمه)
       19-3 اقدام جهت انتشار نشريه و عضويت در شوراي فرهنگي
       19-4 پيگيري و اخذ موافقت جهت برگزاري دوره هاي ضمن خدمت قرآن کريم براي کارکنان دانشگاه
19-5 تنظيم و تهيه نمودار بخشهاي گوناگون دفتر فعاليتهاي قرآني بصورت بنر
ليست نوارهاي قرآني
(ترتيل)
رديف
نام قاري
موضوع
رديف
نام قاري
موضوع
1/1
استاد منشاوي
جزء 1
2/1
استاد عبدالباسط
جزء 1
1/2
استاد منشاوي
جزء 2
2/2
استاد عبدالباسط
جزء 2
1/3
استاد منشاوي
جزء 3
2/3
استاد عبدالباسط
جزء 3
1/4
استاد منشاوي
جزء 4
2/4
استاد عبدالباسط
جزء 4
1/5
استاد منشاوي
جزء 5
2/5
استاد عبدالباسط
جزء 5
1/6
استاد منشاوي
جزء 6
2/6
استاد عبدالباسط
جزء 6
1/7
استاد منشاوي
جزء 7
2/7
استاد عبدالباسط
جزء 7
1/8
استاد منشاوي
جزء 8
2/8
استاد عبدالباسط
جزء 8
1/9
استاد منشاوي
جزء 9
2/9
استاد عبدالباسط
جزء 9
1/10
استاد منشاوي
جزء 10
2/10
استاد عبدالباسط
جزء 10
1/11
استاد منشاوي
جزء 11
2/11
استاد عبدالباسط
جزء 11
1/12
استاد منشاوي
جزء 12
2/12
استاد عبدالباسط
جزء 12
1/13
استاد منشاوي
جزء 13
2/13
استاد عبدالباسط
جزء 13
1/14
استاد منشاوي
جزء 14
2/14
استاد عبدالباسط
جزء 14
1/15
استاد منشاوي
جزء 15
2/15
استاد عبدالباسط
جزء 15
1/16
استاد منشاوي
جزء 16
2/16
استاد عبدالباسط
جزء 16
1/17
استاد منشاوي
جزء 17
2/17
استاد عبدالباسط
جزء 17
1/18
استاد منشاوي
جزء 18
2/18
استاد عبدالباسط
جزء 18
1/19
استاد منشاوي
جزء 19
2/19
استاد عبدالباسط
جزء 19
1/20
استاد منشاوي
جزء 20
2/20
استاد عبدالباسط
جزء 20
1/21
استاد منشاوي
جزء 21
2/21
استاد عبدالباسط
جزء 21
1/22
استاد منشاوي
جزء 22
2/22
استاد عبدالباسط
جزء 22
1/23
استاد منشاوي
جزء 23
2/23
استاد عبدالباسط
جزء 23
1/24
استاد منشاوي
جزء 24
2/24
استاد عبدالباسط
جزء 24
1/25
استاد منشاوي
جزء 25
2/25
استاد عبدالباسط
جزء 25
1/26
استاد منشاوي
جزء 26
2/26
استاد عبدالباسط
جزء 26
1/27
استاد منشاوي
جزء 27
2/27
استاد عبدالباسط
جزء 27
1/28
استاد منشاوي
جزء 28
2/28
استاد عبدالباسط
جزء 28
1/29
استاد منشاوي
جزء 29
2/29
استاد عبدالباسط
جزء 29
1/30
استاد منشاوي
جزء 30
2/30
استاد عبدالباسط
جزء 30
 
 
بسمه تعالي
ليست نوارهاي قرآني
(ترتيل)
رديف
نام قاري
موضوع
رديف
نام قاري
موضوع
3/1
استاد حصري
جزء 1
4/1
استاد حذيفي
جزء 1
3/2
استاد حصري
جزء 2
4/2
استاد حذيفي
جزء 2
3/3
استاد حصري
جزء 3
4/3
استاد حذيفي
جزء 3
3/4
استاد حصري
جزء 4
4/4
استاد حذيفي
جزء 4
3/5
استاد حصري
جزء 5
4/5
استاد حذيفي
جزء 5
3/6
استاد حصري
جزء 6
4/6
استاد حذيفي
جزء 6
3/7
استاد حصري
جزء 7
4/7
استاد حذيفي
جزء 7
3/8
استاد حصري
جزء 8
4/8
استاد حذيفي
جزء 8
3/9
استاد حصري
جزء 9
4/9
استاد حذيفي
جزء 9
3/10
استاد حصري
جزء 10
4/10
استاد حذيفي
جزء 10
3/11
استاد حصري
جزء 11
4/11
استاد حذيفي
جزء 11
3/12
استاد حصري
جزء 12
4/12
استاد حذيفي
جزء 12
3/13
استاد حصري
جزء 13
4/13
استاد حذيفي
جزء 13
3/14
استاد حصري
جزء 14
4/14
استاد حذيفي
جزء 14
3/15
استاد حصري
جزء 15
4/15
استاد حذيفي
جزء 15
3/16
استاد حصري
جزء 16
4/16
استاد حذيفي
جزء 16
3/17
استاد حصري
جزء 17
4/17
استاد حذيفي
جزء 17
3/18
استاد حصري
جزء 18
4/18
استاد حذيفي
جزء 18
3/19
استاد حصري
جزء 19
4/19
استاد حذيفي
جزء 19
3/20
استاد حصري
جزء 20
4/20
استاد حذيفي
جزء 20
3/21
استاد حصري
جزء 21
4/21
استاد حذيفي
جزء 21
3/22
استاد حصري
جزء 22
4/22
استاد حذيفي
جزء 22
3/23
استاد حصري
جزء 23
4/23
استاد حذيفي
جزء 23
3/24
استاد حصري
جزء 24
4/24
استاد حذيفي
جزء 24
3/25
استاد حصري
جزء 25
4/25
استاد حذيفي
جزء 25
3/26
استاد حصري
جزء 26
4/26
استاد حذيفي
جزء 26
3/27
استاد حصري
جزء 27
4/27
استاد حذيفي
جزء 27
3/28
استاد حصري
جزء 28
4/28
استاد حذيفي
جزء 28
3/29
استاد حصري
جزء 29
4/29
استاد حذيفي
جزء 29
3/30
استاد حصري
جزء 30
4/30
استاد حذيفي
جزء 30
 
 
بسمه تعالي
ليست نوارهاي قرآني
(ترتيل)
رديف
نام قاري
موضوع
رديف
نام قاري
موضوع
5/1
استاد پرهيزگار
جزء 1
6/1
استاد الشاطري
جزء 1
5/2
استاد پرهيزگار
جزء 2
6/2
استاد الشاطري
جزء 2
5/3
استاد پرهيزگار
جزء 3
6/3
استاد الشاطري
جزء 3
5/4
استاد پرهيزگار
جزء 4
6/4
استاد الشاطري
جزء 4
5/5
استاد پرهيزگار
جزء 5
6/5
استاد الشاطري
جزء 5
5/6
استاد پرهيزگار
جزء 6
6/6
استاد الشاطري
جزء 6
5/7
استاد پرهيزگار
جزء 7
6/7
استاد الشاطري
جزء 7
5/8
استاد پرهيزگار
جزء 8
6/8
استاد الشاطري
جزء 8
5/9
استاد پرهيزگار
جزء 9
6/9
استاد الشاطري
جزء 9
5/10
استاد پرهيزگار
جزء 10
6/10
استاد الشاطري
جزء 10
5/11
استاد پرهيزگار
جزء 11
6/11
استاد الشاطري
جزء 11
5/12
استاد پرهيزگار
جزء 12
6/12
استاد الشاطري
جزء 12
5/13
استاد پرهيزگار
جزء 13
6/13
استاد الشاطري
جزء 13
5/14
استاد پرهيزگار
جزء 14
6/14
استاد الشاطري
جزء 14
5/15
استاد پرهيزگار
جزء 15
6/15
استاد الشاطري
جزء 15
5/16
استاد پرهيزگار
جزء 16
6/16
استاد الشاطري
جزء 16
5/17
استاد پرهيزگار
جزء 17
6/17
استاد الشاطري
جزء 17
5/18
استاد پرهيزگار
جزء 18
6/18
استاد الشاطري
جزء 18
5/19
استاد پرهيزگار
جزء 19
6/19
استاد الشاطري
جزء 19
5/20
استاد پرهيزگار
جزء 20
6/20
استاد الشاطري
جزء 20
5/21
استاد پرهيزگار
جزء 21
6/21
استاد الشاطري
جزء 21
5/22
استاد پرهيزگار
جزء 22
6/22
استاد الشاطري
جزء 22
5/23
استاد پرهيزگار
جزء 23
6/23
استاد الشاطري
جزء 23
5/24
استاد پرهيزگار
جزء 24
6/24
استاد الشاطري
جزء 24
5/25
استاد پرهيزگار
جزء 25
6/25
استاد الشاطري
جزء 25
5/26
استاد پرهيزگار
جزء 26
6/26
استاد الشاطري
جزء 26
5/27
استاد پرهيزگار
جزء 27
6/27
استاد الشاطري
جزء 27
5/28
استاد پرهيزگار
جزء 28
6/28
استاد الشاطري
جزء 28
5/29
استاد پرهيزگار
جزء 29
6/29
استاد الشاطري
جزء 29
5/30
استاد پرهيزگار
جزء 30
6/30
استاد الشاطري
جزء 30
 
 
بسمه تعالي
ليست نوارهاي قرآني
(تحقيق)
رديف
نام قاري
موضوع
رديف
نام قاري
موضوع
7/1
استاد عبدالباسط
بقره 1تا 8
7/21
استاد عبدالباسط
توبه 25تا 83
7/2
استاد عبدالباسط
بقره 80 تا 144
7/22
استاد عبدالباسط
توبه 83تا آخر
يونس 1 تا 15
7/3
استاد عبدالباسط
بقره 145 تا 210
7/23
استاد عبدالباسط
يونس 15 تا 88
7/4
استاد عبدالباسط
بقره 210 تا 250
7/24
استاد عبدالباسط
يونس 88تا آخر
هود 1تا 56
7/5
استاد عبدالباسط
بقره 250 تا آخر
آل عمران1 تا 13
7/25
استاد عبدالباسط
هود56 تا آخر
يوسف 1تا 11
7/6
استاد عبدالباسط
آل عمران13تا80
7/26
استاد عبدالباسط
يوسف 11 تا 80
7/7
استاد عبدالباسط
آل عمران80تا154
7/27
استاد عبدالباسط
يوسف 80تا آخر
رعد 1 تا 33
7/8
استاد عبدالباسط
آل عمران154تا آخر نساء 1 تا 12
7/28
استاد عبدالباسط
رعد 33 تا آخر ابراهيم حجر 1 تا 13
7/9
استاد عبدالباسط
نساء 12 تا 71
7/29
استاد عبدالباسط
حجر 13 تا آخر
نحل 1 تا 37
7/10
استاد عبدالباسط
نساء71 تا 128
7/30
استاد عبدالباسط
نحل 37 تا 110
7/11
استاد عبدالباسط
نساء 128تا آخر
مائده 1 تا 6
7/31
استاد عبدالباسط
نحل 110 تا آخر
اسراء1تا 65
7/12
استاد عبدالباسط
مائده 7 تا 51
7/32
استاد عبدالباسط
اسراء65 تاآخر
کهف 1تا 36
7/13
استاد عبدالباسط
مائده 51 تا 110
7/33
استاد عبدالباسط
کهف 36 تاآخر
مريم 1 تا 25
7/14
استاد عبدالباسط
مائده 110تا آخر
انعام 1 تا 59
7/34
استاد عبدالباسط
مريم 25 تا آخر
طه 1 تا 64
7/15
استاد عبدالباسط
انعام 59 تا 126
7/35
استاد عبدالباسط
طه 64 تا آخر
انبياء 1 تا 34
7/16
استاد عبدالباسط
انعام 126تا آخر
اعراف 1 تا 27
7/36
استاد عبدالباسط
انبياء 34 تا آخر
حج 1 تا 17
7/17
استاد عبدالباسط
اعراف 27تا 88
7/37
استاد عبدالباسط
حج 17 تا آخر
مؤمنون 1تا 23
7/18
استاد عبدالباسط
اعراف 88تا166
7/38
استاد عبدالباسط
مؤمنون 23تا آخر
نور 1 تا 21
7/19
استاد عبدالباسط
اعراف166تا آخر
انفال 1 تا 40
7/39
استاد عبدالباسط
نور 21 تا آخر
فرقان 1 تا 4
7/20
استاد عبدالباسط
انفال 40 تا آخر
توبه 1تا 24
7/40
استاد عبدالباسط
فرقان 4 تا آخر
شعرا 1تا 49
7/41
استاد عبدالباسط
شعرا 49 تا 222
7/55
استاد عبدالباسط
زخرف 12تا آخر
دخان 1تا 57
7/42
استاد عبدالباسط
شعرا 222 تا آخر
نمل 1 تا 90
7/56
استاد عبدالباسط
دخان 57 تا آخر
جاثيه
احقاف 1 تا 33
7/43
استاد عبدالباسط
نمل 90 تا آخر
قصص 1 تا 71
7/57
استاد عبدالباسط
احقاف33تا آخر
محمد - فتح
7/44
استاد عبدالباسط
قصص 71 تا آخر
عنکبوت 1 تا 52
7/58
استاد عبدالباسط
حجرات-ق-ذاريات-طور1تا11
7/45
استاد عبدالباسط
عنکبوت52تا آخر
روم- لقمان1تا10
7/59
استاد عبدالباسط
طور11 تا آخر
نجم – قمر
رحمن 1تا 35
7/46
استاد عبدالباسط
لقمان 10تا آخر
سجده
احزاب 1 تا 25
7/60
استاد عبدالباسط
رحمن 35 تا آخر
واقعه – حديد
7/47
استاد عبدالباسط
احزاب 25 تا آخر
سبأ 1 تا 20
7/61
استاد عبدالباسط
مجادله- حشر- ممتحنه 1تا 8
7/48
استاد عبدالباسط
سبأ 20 تا آخر
فاطر 1تا 42
7/62
استاد عبدالباسط
ممتحنه 8تا آخر صف-جمعه-منافقون-تغابن
طلاق 1 تا 10
7/49
استاد عبدالباسط
فاطر 42 تا آخر
يس
صافات1تا52
7/63
استاد عبدالباسط
طلاق 10 تا آخر
تحريم-ملک-قلم-
حاقة 1تا 45
7/50
استاد عبدالباسط
صافات 52تا آخر
ص 1تا 38
7/64
استاد عبدالباسط
حاقة 45 تا آخر
معارج-نوح-جن-مزمل-مدثر
قيامت 1تا 32
7/51
استاد عبدالباسط
ص 38 تا آخر
زمر 1تا 49
7/65
استاد عبدالباسط
قيامت32 تا آخر انسان-مرسلات نبا- نازعات-عبس تکوير-انفطار مطففين 1 تا 18
7/52
استاد عبدالباسط
زمر 49 تا آخر
غافر 1تا 50
7/66
استاد عبدالباسط
جزء 30 به همراه مرسلات
7/53
استاد عبدالباسط
غافر50 تا آخر
فصلت 1 تا 45
7/67
استاد عبدالباسط
جزء 30 به همراه ترجمه
7/54
استاد عبدالباسط
فصلت 45 تا آخر
شوري
زخرف 1 تا 13
ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم
 
 
بسمه تعالي
ليست نوارهاي قرآني
(تحقيق)
رديف
نام قاري
موضوع
رديف
نام قاري
موضوع
8/1
استاد حصري
جزء 30
8/21
استاد حصري
يوسف-رعد
ابراهيم 1تا 17
8/2
استاد حصري
آل عمران
8/22
استاد حصري
ابراهيم 17 تا آخر
حجر-نحل1تا50
8/3
استاد حصري
کهف- قصارالسور
8/23
استاد حصري
نحل 50 تا آخر
اسراء 1 تا 52
8/4
استاد حصري
بقره 1تا 104
8/24
استاد حصري
اسراء 52 تا آخر
کهف 1 تا 62
8/5
استاد حصري
بقره 104 تا 195
8/25
استاد حصري
کهف 62 تا آخر
مريم-طه 1 تا 82
8/6
استاد حصري
بقره 195 تا 261
8/26
استاد حصري
طه 82 تا آخر
انبياء – حج 1تا 4
8/7
استاد حصري
بقره 261 تا آخر
آل عمران 1تا 67
8/27
استاد حصري
حج 5 تا آخر
مؤمنون 1 تا 62
8/8
استاد حصري
آل عمران 67تا167
8/28
استاد حصري
مؤمنون 62تا آخر
نور
8/9
استاد حصري
آل عمران 167 تا آخر
نساء 1تا 54
8/29
استاد حصري
فرقان- شعرا 1تا139
8/10
استاد حصري
نساء 55تا 146
8/30
استاد حصري
شعرا 140 تا آخر
نمل-قصص1تا5
8/11
استاد حصري
نساء 146تا آخر
مائده 1تا 47
8/31
استاد حصري
قصص6 تا آخر
عنکبوت1 تا 17
8/12
استاد حصري
مائده 47 تا آخر
انعام 1 تا 14
8/32
استاد حصري
عنکبوت17تا آخر
روم-لقمان 1تا 13
8/13
استاد حصري
انعام 14 تا113
8/33
استاد حصري
لقمان14 تا آخر
سجده-احزاب1تا52
8/14
استاد حصري
انعام 114 تا آخر
اعراف 1 تا 42
8/34
استاد حصري
احزاب 52 تا آخر
سبا – فاطر1تا43
8/15
استاد حصري
اعراف 42 تا 155
8/35
استاد حصري
فاطر 42تا آخر
يس-صافات
8/16
استاد حصري
اعراف 155 تا آخر
انفال 1تا 65
8/36
استاد حصري
ص- زمر1تا66
8/17
استاد حصري
انفال 65 تا آخر
توبه 1 تا 77
8/37
استاد حصري
زمر 66 تا آخرغافر-
فصلت 1 تا 37
8/18
استاد حصري
توبه 77 تا آخر
يونس 1تا 39
8/38
استاد حصري
فصلت 37 تا آخر- شوري –
زخرف 1 تا 63
8/19
استاد حصري
يونس 39 تا آخر
هود 1تا 62
8/39
استاد حصري
زخرف63 تا آخر
دخان- جاثيه- احقاف
8/20
استاد حصري
هود 62 تا آخر- يوسف
 
 
 
 
 
بسمه تعالي
ليست نوارهاي قرآني
(تحقيق)
رديف
قاري
موضوع
رديف
قاري
موضوع
9/1
استاد منشاوي
انعام - رعد
12/5
استاد غلوش
رحمن
9/2
استاد منشاوي
يوسف - اسراء
12/6
استاد غلوش
انفطار-طارق-بلد-آل عمران
9/3
استاد منشاوي
هود - فتح
12/7
استاد غلوش
مريم-مطففين-علق-قمر-رحمن
9/4
استاد منشاوي
حشر - مؤمنون
12/8
استاد غلوش
قدر-رحمن
9/5
استاد منشاوي
نور - حج
استاد طبلاوي